مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٨ - حرف عوامانه
اشتباهی را که بعضی جاهلها و نادانها و در واقع خدانشناسها مرتکب شدهاند مرتکب شویم، بگوییم اگر انواع از یکدیگر اشتقاق یافته باشند پس دلیل بر این است که خلقتی و دست خالقی در کار نیست بلکه انواع از یکدیگر مشتق شدهاند، یک شیرِ اول نبوده که بگوییم او را خدا خلق کرده است، یک اسبِ اول هم نبوده که بگوییم او را خدا خلق کرده است، یک مرغابی اول هم نبوده که بگوییم او را خدا خلق کرده. چون هیچ کدام از اینها یک جدّ اول ندارند، بنابراین دلیلی نداریم که بگوییم اینها را خدا خلق کرده.
چه حرف عوامانهای! اولًا گیرم همه اینها برسد به یک جد و آن جد یک حیوان تک سلولی باشد، پس برای اولین بار حیات در روی زمین در یک حیوان تک سلولی پیدا شد؛ او با چه عاملی پیدا شد؟ علم هنوز نتوانسته است [نشان دهد]- و بلکه ضدّ آن را گفته است- که یک حیوان (ولو یک حیوان تک سلولی) خود به خود یعنی بدون سابقه اشتقاق از یک ذیحیات پیدا شود، و لهذا خود داروین هم که این نظریه را گفت، معتقد بود که اجداد تمام حیوانات منتهی میشوند به هفت تا، ولی آن هفت تا دیگر با نفخه الهی به وجود آمدهاند. خود داروین یک مرد موحدی بوده، مسیحی و خیلی هم معتقد بوده است. میگویند در حال احتضار هم کتاب مقدس یعنی انجیل را به سینهاش چسبانده بود و آن را رها نمیکرد. داروین خودش اینقدر داروینیست نبود که این جوجهفکلیهای بیسواد که چهارتا کلمه درباره نظریه تکامل (داروینیسم) میخوانند، فوراً از خدا و قیامت و همه چیز میخواهند بیگانه باشند.
ثانیاً مگر خدا آن وقت خالق ماست که جدّ اعلای ما یک انسانی باشد که آن انسان را خدا دفعتاً آفریده باشد؟ آن به این مطلب ربط ندارد. ما به هرحال مخلوق خدا هستیم. قرآن که میگوید خدا شما را خلق کرد میگوید شما ببینید یک نطفه بودید در رحم، خدا نطفه را علقه کرد و علقه را مضغه کرد، بعد مضغه را تبدیل به عظام کرد، عظام را گوشت پوشاند، چنین و چنان کرد (خلقت). همین خلقت تدریجی ما در رحم مادر و [این که] بعد در بیرون به صورت جنینی هستیم که دائماً بزرگ میشود [نشان میدهد که] در حال خلق شدن هستیم، بلکه به قول عرفا عالم دائماً در حال خلق شدن است. اگر چنین میبود که خدا یک دفعه عالم را خلق کرده و- العیاذباللَّه- کنار رفته و دیگر چیز جدیدی رخ نمیدهد، در عالم آب از آب تکان