مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٢ - عبرت از این حوادث
دست داد. این مقدار را همه درک میکنند؛ فلان چیز گران شد، فلان چیز دیگر ارزان شد. ولی یک کسی که وارد در اقتصاد باشد عوامل این گرانی و ارزانی را تشخیص میدهد. او میتواند بگوید چرا فلان چیز گران شد، درست مثل یک معلم یک ساعت برای انسان بیان میکند که علت این که فلان جنس گران شده چیست، یا علت این که فلان جنس ارزان شده چیست. پس یک نفر فقط گرانی و ارزانی را میبیند ولی دیگری پشت این حوادث (علل به وجود آورنده گرانی و ارزانی) را هم میبیند. به او میگویند «عالم» ولی به این نمیگویند «عالم».
و همچنین حوادث دیگر مثل حوادث اجتماعی: ما یک وقت مثلًا احساس میکنیم که جوانان ما نسبت به امور دینی بیعلاقه شدهاند یا احساس میکنیم علاقهمند شدهاند (الحمدللَّه هردو را احساس میکنیم، ما میبینیم که در یک جریانهایی جوانها واقعاً علاقه نشان میدهند). یک آدم ناوارد همین قدر میگوید:
آقا! جوانها بیعلاقه شدهاند. فقط به تأسف قناعت میکند. دیگری میگوید: نه آقا، در فلان وقت جوانها علاقهمند شدند. او هم فقط همان خوشحالی را دارد. اما یک نفر دیگر میخواهد به عمق قضایا نفوذ کند که چرا بیعلاقه شدهاند و یا چرا علاقهمند شدهاند؟ میخواهد علتش را کشف کند.
فقط کسانی از حوادث بهره میبرند و بر حوادث تسلط پیدا میکنند و حوادث را در اختیار خودشان قرار میدهند که علل حوادث را بشناسند. فلان قوم در جنگ شکست خورد، فلان قوم دیگر پیروز شد. اگر انسان فقط بگوید این شکست خورد و آن پیروز شد، از این درسی نمیآموزد. ولی اگر علل شکست این و علل پیروزی آن را به دست بیاورد، ممکن است که بر حوادث مسلط شود، یعنی همان شکستخورده بار دیگر پیروز شود و شکست خودش را تبدیل به پیروزی کند. این در مثالهای نسبتاً کوچک و عرفی خودمان.
قرآن میخواهد که ما در همه حوادث عالم دقت کنیم و راز و علت و سرّ و حکمت اینها را کشف کنیم. همین قدر بگوییم امسال الحمدللَّه باران خیلی خوب بود ولی سال گذشته متأسفانه باران نبود، امسال برف چنین آمد، ابری هست، بارانی هست، تگرگی هست؛ نمیخواهد ما به همین مقدار قناعت کنیم، میخواهد عبرتی در کار باشد، یعنی عبوری در کار باشد، یعنی ما به راز اینها پی ببریم و در این رازها هم باز راز اصلی و رازِ رازها دست خداست؛ در آخر کار بفهمیم که [پشت] تمام