مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٧ - نظام نزول باران
بعد از اینها میفرماید: فَتَرَی الْوَدْقَ یخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ دانههای باران را میبینی که از لابهلا بیرون آمد. این در آیه سوره روم.
در آیه سوره نور هم همان تعبیرات با یک اختلافی ذکر شده. در اینجا ذکر باد نیامده است، همین قدر میگوید: الَمْ تَرَ انَّ اللَّهَ یزْجی سَحاباً آیا نمیبینی که خدا آرام آرام ابرها را میراند؟ در آنجا فرمود: باد را فرستاد برای راندن ابرها، اینجا میگوید:
خدا [ابرها را] میراند. خود این یک نکتهای است و آن نکته این است که قرآن هرچه را که به خدا نسبت میدهد به معنی نفی اسباب و وسائط نیست، به معنی این است که همه اسباب به اراده او میچرخد. پس اگر یک جا میگوید: باد را میفرستد و این باد ابر را میراند و یک جا میگوید: خدا ابر را میراند، این تناقض نیست؛ آنجا هم که باد میراند خدا میراند، چون باد هم چیزی نیست جز یک سبب و وسیلهای که خدای متعال او را خلق کرده و آفریده.
ثُمَّ یؤَلِّفُ بَینَهُ. میبینید نویسندگان کتابها را گاهی «مؤلّف» میگویند و گاهی «مصنّف». بعضی از نویسندگان کتابها مؤلّفاند، یعنی مطالب پراکندهای را یک جا جمع کرده و در میانشان الفت و انس برقرار کردهاند؛ کارشان فقط گردآوری بوده.
ولی «مصنّف» در جایی میگویند که نویسنده، خودش در همه کتاب یا لااقل در قسمتی از آن ابتکار داشته باشد.
معروف است که یکی از شاگردان مرحوم مجلسی با ایشان یک شوخیای کرده است و آن این است که در حضور مرحوم مجلسی صحبت علامه حلّی بوده و کتابهای زیادی که علامه در قسمتهای مختلف تألیف و تصنیف کرده است، در فقه (انواع فقه به اعتبارات مختلف: فقه مختصر، فقه مفصّل، فقهی که فقط اختلافات علمای شیعه را ذکر کند مثل مختلَف، فقهی که اختلافات شیعه و سنی را با هم ذکر کند مثل تذکرة)، در منطق، در کلام، در رشتههای مختلف، و واقعاً موجب اعجاب است؛ مرحوم مجلسی به شاگردانش فرمود: آنچه هم که ما نوشتهایم کمتر از آنچه که علامه نوشتهاند نیست. شاگرد شوخی کرد، گفت: ولی با این تفاوت که آنچه ایشان نوشتهاند تصنیف است و آنچه شما نوشتهاید تألیف.
«تألیف» یعنی امور موجود را یک جا جمع کردن و بینشان الفت و وحدت برقرار کردن.
در این آیه موضوع «تألیف» آمده؛ یعنی خدا ابرهای پراکنده را به وسیله همین