مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٠ - اصل هدایت
این گونه است.
در آیات قرآن به مسئله هدایت همه موجودات تصریح میکند؛ از زبان موسی علیه السلام نقل میکند که وقتی فرعون به او گفت: خدای تو کیست، خدایت را به ما معرفی کن، گفت: رَبُّنَا الَّذی اعْطی کلَّ شَیءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی [١]. در این جمله به دو برهان اشاره شده است: یکی برهان نظم که خدا به هر مخلوقی آنچه را که برای آن مخلوق امکان داشت و شایستگی آن را داشت داد، یعنی نظام موجود، [و دیگر برهان از راه اصل هدایت.] «ثُمَّ هَدی» مطلب دیگری است، یعنی بعد هم هر موجودی را نسبت به آینده و هدف و کمال خودش روشن کرد و راهنمایی نمود.
در سوره سَبِّحِ اسْمَ رَبِّک الْاعْلی هم میخوانیم: الَّذی خَلَقَ فَسَوّی. وَ الَّذی قَدَّرَ فَهَدی [٢]. و من در بین مفسرین، تنها فخر رازی را دیدم که متوجه این نکته شده است و ظاهراً این تعبیر از او باشد که: برای اولین بار قرآن این نکته را برای مردم بیان کرد که اصل نظام مخلوقات، یک شاهد بر وجود حق است و اصل هدایت موجودات، شاهد دیگری بر وجود حق است. جهان از آن جهت که یک ماشین است یک حساب دارد، [و جهان از آن جهت که هدایت میشود حساب دیگری دارد. به عبارت دیگر نظام مخلوقات یک اصل است] و این که یک نیروی مرموز ناشناختهای «غریزهمانند» هر موجودی را به جلو میکشاند اصل دیگری است.
حال، هدایت موجودات و این که خداوند هر موجودی را به مقصدی از مقصدها هدایت کرده، چگونه است؟ این هم درست مثل مسئله معرفت است؛ یعنی هر موجودی اول به سوی خدا هدایت میشود، بعد به سوی مقصد دیگر؛ یعنی خداوند «غایةالغایات» است و هر مقصدی مقصد بودن خودش را از خدا دارد.
این که خدا نور آسمانها و زمین است و هر چیزی نورانیت خودش را از خدا دارد همان مطلب است که هر چیزی به خدا شناخته میشود و خدا به خود، هر چیزی به خدا ظاهر است و خدا به خود ظاهر است؛ و هرچیزی به وسیله خدا «مهتدی الیه» است، یعنی اشیاء به سوی آن چیز راه یافته میشوند و آن شیء مقصد واقع میشود، جز خدا که به ذات خودش مقصد و مقصود همه کائنات و همه
[١]. طه/ ٥٠.[٢]. اعلی/ ٢ و ٣.