مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٦ - دو مثال
بچهاش نباید نان بخورند، چون باید ٦٠ تومان را به صاحب ماشین تحویل دهد و الّا فردا ماشین را در اختیارش نمیگذارد و ٣٠ تومان هم خرج بنزین و استهلاک و غیره کند، پس ٩٠ تومان باید برای این مخارج حساب کند و لااقل ٣٠ تومان دیگر باید دربیاورد که برای زن و بچهاش خرجی داشته باشد؛ اگر او را هزار جور موعظه کنید و بگویید جان خودت در خطر است، فلان مقدار تو را جریمه میکنند و زندانت میبرند، در مقابل آن فشار که حتماً باید ٣٠ تومان به خانه ببرد و اگر نبرد روی دیدن زن و بچهاش را ندارد چکار میتواند بکند؟ باز او از صبح زود پایش را روی گاز میگذارد و به سرعت در خیابانها حرکت میکند. به هرحال باید آن ١٢٠ تومان دربیاید، یک جبر بر وجودش حکومت میکند. این است که مجازات سرش نمیشود و موعظه هم در اینجا دیگر مؤثر نیست. پس اگر ما بخواهیم جلو او را بگیریم سنگین کردن مجازات کاری را درست نمیکند، از راه علل و موجباتش باید وارد شویم. وقتی از راه علل و موجبات وارد شدیم، مثلًا کاری کردیم که او با روزی ٧- ٨ ساعت به آرامی کار کردن، خرج زن و بچهاش را دربیاورد او هم دیوانه نیست که جان خود و سرمایهای را که در اختیارش است به خطر بیندازد و یا خود را گرفتار زندان کند. این مسئله در دزدیها هست، در شرابخواریها هست، در زناها و آدمکشیها هست، در همه [جرمها و جنایتها] هست.
پس موجبات را باید از بین برد. مثلًا از این طرف بگوییم شراب نخورید و دائماً در صفحه حوادث روزنامهها [نتایج سوء آن را] بنویسند [١] (و هر کسی که نگاه میکند میفهمد که این مطلب بسیار منطقی است)، اما از طرف دیگر تمام موجبات تشویق به شرابخواری وجود داشته باشد؛ در تمام غزلها، تصنیفها و شعرها دعوت به میخوارگی و شرابخوارگی باشد و در تمام مجالس، این امر جزء تعین باشد و تشویق به شرابخواری شود و مغازه مشروبفروشی از هر مغازه دیگری زیادتر باشد [٢]، قدم به قدم که هر جوانی میرود یک تابلوی دعوت وجود داشته باشد که از آن «و
[١]. آمار که میگیرند میبینند در پنجاه درصد جرمها، جنایتها، آدمکشیها، بیعفتیها و تصادفات، مستی وشرابخواری دخالت دارد.[٢]. اخیراً شنیدم که طبق آمار دقیقی که به دست آوردهاند، در تهران و شمیرانات بیش از سی هزارمشروب فروشی وجود دارد. [خواننده محترم توجه دارد که این سخنرانی در سال ١٣٤٩ و قبل از انقلاب اسلامی ایراد شده است.]