مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٧ - تفسیر سوره انفال (١٠)
معنایش این است که اگر قومی در دنیا سعادت پیدا میکند، هیچ شرطی ندارد، خدا خواسته است، و اگر قومی در دنیا بدبخت شد نیز باید بگوییم خدا خواسته است.
همچنین در آن دنیا اگر مردمی اهل بهشت شدند، چرا ندارد، خدا خواسته اینها اهل بهشت باشند، چون وقتی گفتیم همه چیز به مشیت خداست، دیگر چرا ندارد. اگر بگوییم عمل خوب انجام دادند که به بهشت رفتند، میگویند این هم شرطش نیست چون همه چیز به مشیت خداست؛ هیچ مانعی ندارد که خدا یک بنده صالح متقی مطیع را به جهنم ببرد و یک بنده عاصی گنهکار فاسق فاجر مشرک را به بهشت ببرد، چون خودش میخواهد و هیچ چیز در جهان هستی شرط هیچ چیز نیست. و بعضی به این حرف هم رسیدند که اگر غیر از این بگوییم، بگوییم «چیزی در عالم شرط چیزی هست» با توحید و اینکه همه چیز به مشیت خداست منافات دارد.
یک گروه دیگر دیدند این حرف خیلی حرف نادرستی است. چگونه میشود گفت در عالم هیچ چیزی شرط هیچ چیزی نیست؟! این نه با حساب دنیا جور در میآید ونه با حساب آخرت. اگر در دنیا هیچ چیزی شرط هیچ چیزی نباشد پس باید اینطور باشد که مثلًا یک سال باران و برف نیاید، شرایط جوّی مساعد نباشد، آفت هم بیاید و در آن سال مردم زراعت کنند و محصول فراوان بگیرند، یا حتی زراعت هم نکنند و محصول فراوان بگیرند. و یک سال دیگر زحمت بکشند، زمین را شخم بزنند و آبیاری و تقویت کنند، هوا مساعد باشد، برف و باران به موقع بیاید، آفت هم نیاید و آن سال اساساً محصولی به وجود نیاید، چون هیچ چیزی شرط هیچ چیزی نیست. یا اینکه باید امکان داشته باشد که کسی ازدواج نکند ولی صاحب فرزند بشود و یک مرد و زن سالمی ازدواج بکنند و فرزنددار نشوند، چون هیچ چیز شرط هیچ چیز نیست. آخرت هم همینطور.
ولی اینطور نیست. هم در دنیا همه چیز شرط همه چیز است، هم در آخرت.
بعد این دسته اندکی از آن طرف افتادند، گفتند اینکه ما میگوییم همه چیز به مشیت خداست، مقصود همه چیز نیست؛ برخی امور به مشیت خداست و برخی دیگر به مشیت خدا نیست، واقع میشود بدون اینکه به مشیت خدا باشد.
اما اگر ما درست با منطق قرآن آشنا بشویم، میبینیم که هم باید معتقد بشویم که همه چیز به مشیت خداست و هم باید معتقد بشویم که کار دنیا و آخرت، کار عالم هستی بیحساب نیست که هیچ چیزی شرط هیچ چیزی نباشد. خیر، هر چیزی شرایط معینی دارد، با شرایط خودش به وجود میآید و بدون آن شرایط محال است