مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٤ - تفسیر سوره انفال (٣)
رفت، عذابْ پشت سرش آمده است.
قرآن عذابهایی را ذکر میکند از قبیل تسلط اغنیا بر ضعفا، و از همه بالاتر فرقه فرقه شدن که نیروها علیه یکدیگر به کار میافتد و دشمن شاد میشود. اینها عذابهای الهی است. وَ ما کانَ اللَّهُ لِیعَذِّبَهُمْ وَ انْتَ فیهِم تا تو در میان مردم باشی خدا اینها را عذاب نخواهد کرد. تو نباشی ولی تعلیمات تو باشد، باز هم خدا عذاب نمیکند؛ و در صورت استغفار و بازگشت نیز خدا آنها را عذاب نمیکند.
وَ ما لَهُمْ الّا یعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ یصُدّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ ما کانوا اوْلِیاءَهُ انْ اوْلِیاؤُهُ الَّا الْمُتَّقونَ. اشارهای به خصوص قریش دارد و شامل بعد از قریش هم میشود.
میگوید مردم قریش مستحق عذاب هستند. اینها صادّ و مانع مردم از مسجدالحرام شده و خودشان را اولیا و متولیان مسجدالحرام میدانند. قریش خودشان را متولیان کعبه و مسجدالحرام میدانستند، میگفتند کعبه مال ماست، هرکه را میخواستند راه میدادند یا راه نمیدادند. چون اینها در مکه ساکن بودند خانهها و زمینها را مال خودشان میدانستند. قرآن با این فکر مبارزه کرد. گفت هیچ کس تا دامنه قیامت حق ندارد ادعا کند من اختیاردار مسجدالحرام و کعبه هستم. ایندو متعلق به عموم مردم متقی و مسلمان است. آیهای است در سوره حج: سَواءً الْعاکفُ فیهِ والْبادِ [١] مردم بومی و کسانی که از خارج میآیند مساویاند.
درباره خانههای مکه یکی از گرفتاریها اجاره خانه است، آنهم اجارههای سنگین. ما خیال میکنیم حق دارند اجاره بگیرند. حتی در فقه اهل تسنن هم به این نحو نیست. در نهجالبلاغه [نامهای است از حضرت امیر به] قُثَم بن عباس [زمانی که از طرف آن حضرت] والی مکه بود. میفرماید: مُرْ اهْلَ مَکةَ الّا یأخُذوا مِنْ ساکنٍ اجْراً [٢]. اهل مکه حق ندارند از افرادی که به آنجا میآیند اجارهای بگیرند زیرا حکم وقفی را دارد؛ و حق هم ندارند مانع دیگران بشوند. حتی پیغمبر دستور داد دربهای دو لنگهدار بگذارند ... لذا شهر مکه تعلق دارد به تمام مسلمین دنیا و کسی حق ندارد به [کسانی که به این شهر میآیند] اعتراض کند.
وَ ما لَهُمْ الّا یعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ یصُدّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ جلوی مردم را میگیرند و
[١]. حج/ ٢٥.[٢]. نهجالبلاغه، نامه ٦٧.