مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٢ - تفسیر سوره انفال (٣)
تاب و تحمل شنیدن این حقیقت را ندارم. اگر حق و حقیقت است فوراً سنگی از آسمان بر سرم بفرست تا من چنین روزی را نبینم. من میخواهم آن طوری که دلم میخواهد راست باشد والّا از حقیقت بیزارم.
قرآن زبان حال آنها را بیان کرده ولی آیا در عالم فقط همانها آن طور بودهاند؟
ما نباید به خودمان خوشبین باشیم. مسلّماً آن حالت واقعی تسلیم در مقابل حقیقت، صد درصد در ما نیست. علی علیه السلام در جواب از تعریف اسلام فرمودند:
الْاسْلامُ هُوَ التَّسْلیمُ در مقابل چه؟ شخص؟ نه، بلکه تسلیم در مقابل حق، یعنی وقتی مواجه با حق شد، حالت طغیان و عصیان نداشته باشد. فرق اصول دین و فروع دین این است که فروع، آن چیزهایی است که انسان باید عمل کند؛ اما در اصول، علم یا یقین لازم است. ولی آیا در اصول، علم یا یقین کافی است؟ اینطور نیست. البته اعتقاد و علم لازم است. تا عقل چیزی را نفهمد نمیتواند قبول کند. ولی غیر از اعتقاد، در مقابل اصول دین، تسلیم لازم است، یعنی تمرّد نداشتن. اسلام یعنی بیتمرّدی. اینکه کسی بگوید اگر حقیقت این است مرا بکش، این ایمان نیست زیرا ایمان آن است که انسان در مقابل چیزی که راست است تسلیم و رام باشد.
آیا شیطان کافر است یا مؤمن؟ کافر. آیا به خدا یقین داشت؟ بله، علم داشت، از ما بهتر بود. در مقابل خدا میگوید به عزت خودت همه آنها را گمراه میکنم:
فَبِعِزَّتِک لَاغْوِینَّهُمْ اجْمَعینَ [١]. همچنین میگوید: رَبِّ فَانْظِرْنی الی یوْمِ یبْعَثونَ [٢]. اعتقاد به خدا و قیامت داشت. تنها داشتن اعتقاد و علم، برای ایمان کافی نیست بلکه انسان باید نسبت به آنچه اعتقاد دارد رام باشد. وَ جَحَدوا بِها وَ اسْتَیقَنَتْها انْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوّاً [٣]. باید خودمان را بشناسیم. اگر حقیقتی را که میشناسیم و میدانیم، منکر میشویم، پس ما جاحدیم و مؤمن نیستیم. بشر صرف اینکه به یک مطلب علم پیدا کند کافی نیست که مؤمن باشد بلکه باید حالت عصیان و تمرّد نیز نداشته باشد.
آن زمانی را توجه کن که آن مردم میگفتند ما تاب دیدن چنین حقیقتی را نداریم. وَ ما کانَ اللَّهُ لِیعَذِّبَهُمْ وَ انْتَ فیهِمْ وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یسْتَغْفِرونَ خدا چنان
[١]. ص/ ٨٢.[٢]. ص/ ٧٩ [پروردگارا پس مهلتم ده که تا روز قیامت زنده بمانم.][٣]. نمل/ ١٤ [و با اینکه پیش نفس خود به یقین دانستند (معجزه خداست) از روی ستمگری و نخوتآن را انکار کردند.]