مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٢ - اعجاز قرآن
این لازمه دین خاتم و دین جاودان است.
مطلب دیگری در مورد دین خاتم هست که باز یکی از رازهای خاتمیت به شمار میآید و آن این است که دوره خاتمیت نسبت به دورههای گذشته، نظیر دوره نهایی و تخصصی است نسبت به دورههای ابتدایی، یعنی دوره صاحبنظر شدن بشر است.
دانشآموزدر دوره دبستان و دبیرستان، فقط به او میگویند و او یاد میگیرد ولی وقتی که به دوره دانشگاه رسید و به طی کردن دوره تخصصی یعنی دوره فوق لیسانس و دکتری پرداخت، اینجا دیگر دوره صاحبنظر شدن است، دوره اجتهاد در فنّ مربوطه است.
دوره دین خاتم برای بشر از نظر کلی، نه از نظر ملاحظه یک فرد بخصوص نسبت به فرد دیگر، دوره صاحبنظرشدن است.
در دوره صاحبنظرشدن بشر است که در مسائل دینی اجتهاد و مجتهد شأن پیدا میکند. آیا در ادوار گذشته ما مجتهد داشتهایم؟ در ادیان ابراهیم و موسی و عیسی مجتهدی وجود داشته است؟ خیر، آنچه قرآن از آن تعبیر به «فقاهت» و «تفقه در دین» میکند به هیچ وجه در آن ادیان به چشم نمیخورد.
آن کاری که امروز مجتهد با نیروی علم و استدلال و اجتهاد میکند، پیغمبران گذشته میکردند ولی نه با قوه اجتهاد بلکه با نیروی وحی و نبوت.
اصولًا در آن ادیان زمینه اجتهاد وجود نداشت؛ چون باید در خود دین زمینه اجتهاد وجود داشته باشد یعنی در یک دین ضوابط و اصول کلی باید بیان شده باشد تا یک عده متخصص بر اساس آن کلیات و ضوابط، روی فکر و نظر مسائل جزئی را اکتشاف نمایند.
ادیان گذشته به دلیل اینکه درس دوره ابتدایی بود، نمیتوانست اصول و کلیات را بیان نماید، زیرا بشر استعداد فراگیری آنها را نداشت.
اصطلاح رایجی است که میگویند: پیغمبران مرسَل و غیر مرسَل. پیغمبران مرسل یعنی پیغمبرانی که صاحب شریعت و قانون هستند؛ مثل ابراهیم، موسی، عیسی. و پیغمبران غیر مرسل یعنی پیغمبرانی که تابع پیغمبران دیگر و مبلّغ شریعت آنانند و از خودشان قانونی نداشتهاند.
کاری که هماکنون مجتهدان میکنند همان کاری است که پیغمبران دسته دوم