حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨ - غریزه فضیلتدوستی و کمالپرستی
به حکم غریزه کمالپرستی و فضیلتدوستی، کانونهای فضیلت و اخلاق و فداکاری را دوست دارد و به آنها عشق میورزد.
پس از آن که حسین بن علی علیهالسلام با حرّ بن یزید مصادف شد و گفت و گوهایی رد و بدل شد و بالاخره بنا شد راه سومی انتخاب کنند که نه به کوفه منتهی شود و نه به مکه، حرّ عرض کرد: یابن رسول الله! من به شما نصیحت میکنم و تذکر میدهم که اگر در مقام مخالفت حکومت وقت برآیید، کشته خواهید شد. حضرت در جواب فرمود: آیا مرا به مرگ میترسانی؟ و اگر من کشته شدم، شما راحت خواهید ماند؟ من در جواب تو آن را میگویم که یکی از اصحاب جدم پیغمبر خطاب به برادرش ـ هنگامی که برادرش او را از نصرت پیغمبر منع میکرد ـ گفت. آنگاه حضرت اشعاری را که آن مرد صحابی سروده بود قرائت فرمود. مضمون آن اشعار این است: «من خواهم رفت. مردن برای جوان عیب نیست هنگامی که قصدش حق است و جهاد میکند و هنگامی که قدم جای قدم پاکان و شایستگان میگذارد، با مردم مجرم و جنایتکار به مخالفت و مبارزه برمیخیزد. من چه از جنگ زنده برگردم و چه آن که کشته شوم، مورد ملامت و سرزنش نمیباشم. برای ذلت تو این قدر کافی است که زنده بمانی و مقهور حکم مردمان پست باشی.»
حسین بن علی علیهالسلام عالیترین نمونه فداکاری و حقپرستی و عزت نفس را نشان داد و ثابت کرد که برای رضای خدا و دفاع از ناموس دین و مبارزه با ظلم و بیدادگری تا چه حد باید جنگید.
حسین علیهالسلام با آن فداکاری حیرتآور، سراسر دنیای اسلام آن روز را از خواب عمیقی که فرو رفته بودند بیدار کرد و پایههای سلطنت بنیامیه را متزلزل کرد. این عمل کم کم مقدمه شد برای بروز و ظهور نهضتها و جنبشها علیه بیدادگری و بیدینی.
امیدوارم خداوند از فیض روح مقدس ابا عبدالله علیهالسلام همه ما