حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٠ - حسـد
توجه واقع میشوند و قدر مردان بزرگ در دیار خودشان و زمان خودشان کمتر شناخته میشود. قرآن کریم از زبان کفار نقل میکند: أ اُلْقِی الذِّکرُ عَلَیهِ مِنْ بَینِنا...[١] ، أبَشَرآ مِنّا واحِدآ نَتَّبِعُهُ...[٢] و گاهی منشأ حسد کینه است. کسی که از شخصی رنجید و نتوانست از او انتقام بکشد، آرزو میکند روزگار از او انتقام بکشد. و گاهی نیز منشأ حسد بخل ذاتی و به عبارت دیگر خبث نفس است؛ اگر خدا در هر جای دنیا به بندهای نعمتی بدهد مثل این است که از خزانه آنها داده و اینها به اصطلاح علاوه بر بخل دارای شُحّ اند، یعنی حتی راضی نمیشوند که مال دیگری به دیگری برسد. حسود، ظالمی است شبیه به مظلوم. شخص حسود همیشه برای پیشرفت دیگران علتهای شیطانی میتراشد و حاضر نیست به علل واقعی آن پیشرفت اعتراف کند و در حقیقت میخواهد منکر عدل پروردگار و حساب جهان و نظام عالم شود و همین نمره اشخاصاند که غالبا روزگار را غدّار و سفلهپرور و چرخ را کجمدار و دوننواز میخوانند:
از حشمت، اهل جهل به کیوان رسیدهاند جز آه اهل فضل به کیوان نمیرسد
البته گاهی در جامعه بشری این بیعدالتیها به وجود میآید که نالایقی را به کار وا میدارند و لایقی را بیکار میگذارند، اما شخص لایق بالاخره جای خود را باز میکند و به طور کلی نباید به نظم جهان بدبین شد و همین طرز افکار که به واسطه حسد در انسان پیدا میشود سبب میشود که چشم عقل انسان کور شود و در نتیجه نتواند راه حقیقی پیشرفت در زندگی را پیدا کند و بیشتر از مقصود دور بماند، و یگانه راه
[١] . قمر / ٢٥.
[٢] . قمر / ٢٤.