حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٧ - آثار به هم خوردن تعادل اجتماع
عمل نیامد، در آخر عمر آنچه کتاب داشت که در دسترس بود همه را یکجا آتش زد.
و همچنین عبید زاکانی که مردی دانشمند و با معلومات بود، وقتی که دید مردم از علم و دانش او قدردانی نمیکنند راه هزلگویی و لغوگویی را پیش گرفت و گفت: چون مردم همین چیزها را میپسندند و بازار لغوگویی از بازار حقیقتگویی گرمتر است، پس من باید همان متاعی که بازارش رایج است عرضه بدارم.
این است ضررهای قدردانی نکردن از فضایل و کمالات. و البته واضح است که همانطوری که اجتماعی که امثال ابوحیان و عبید زاکانی در آن میزیستهاند از لحاظ قدرنشناسی از علم و فضیلت مستحق ملامت و توبیخ است، خود این دو مرد و امثال آنها به درجاتی بیشتر مستحق سرزنش هستند، زیرا مقام انسانیت اقتضا میکند که انسان فضیلت را برای خود فضیلت دوست داشته باشد نه برای چیز دیگر. یکی از عالیترین و مفیدترین دستورهای تربیتی اخلاق این است که مردم را طوری تربیت کنند که فضایل انسانیت از قبیل علم و هنر و صفای نفس و تقوا و راستگویی را برای خود این امور دوست داشته باشند نه برای چیز دیگر. این امور برای بشر مقصد است نه وسیله.
یکی از سنن و آداب بسیار مستحسنی که در قدیم در میان اهل علم و دانشمندان معمول بود و متأسفانه مدتی است که متروک شده و به آن توجهی نمیشود این بود که محصلین و دانشجویان را در راه تهذیب نفس و تصفیه اخلاق و اخلاص نیت وارد میکردند و از اول در مغز دانشجویان این نکته را وارد میکردند که اگر میخواهد فقیه یا طبیب یا ریاضیدان یا ادیب یا فیلسوف شود بداند که مقام علم بالاتر است از این که وسیله نان و آب واقع شود و پایه بالارفتن به درجات و مراتب ظاهری باشد.