حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٦ - آثار به هم خوردن تعادل اجتماع
ابتدا به علم علاقهمند ساخت به طوری که علم را محض خاطر خود علم دوست داشته باشد یا به هنر علاقهمند ساخت که هنر را محض خاطر خود هنر دوست داشته باشد و تقوا را محض خاطر خود تقوا دوست داشته باشد. در ابتدا پدران و مادران و مربیان با تطمیع به مادیات و شئون حیوانیت، فرزندان خود را وارد مراحل انسانیت میکنند. معمولا مردم با تشویق و تطمیع به مادیات، کودکان را به راستگویی و حفظ ادب و اخلاق نیکو و رعایت آداب معاشرت و انجام عبادت وادار میکنند تا آن که به تدریج روح خود طفل رشد کند و ارزش واقعی انسان بودن و آدمیت را درک کند. همان کودکی که در ابتدا با نقل و شیرینی تشویق شده و قدم به مدرسه گذاشته، ممکن است کارش به جایی برسد که تمام دنیا و مافیها در نظرش ارزش یک ساعت مطالعه و تحقیق علمی نداشته باشد. ولی اینها مراحلی است از انسانیت که کمتر اتفاق میافتد بشری به این مراحل برسد. در مراحل اولیه یگانه وسیله نشر و توسعه فضایل و کمالات آدمیت، تشویق است.
در تاریخ بسیار دیده میشود که علما و دانشمندانی یا شعرا و هنرمندانی که از لحاظ تهذیب نفس ضعیف بودهاند، در اثر قدرنشناسی و عدم تشویق جامعه آثار خود را از بین بردهاند. یکی از آنها حکیم و نویسنده معروف ابوحیان توحیدی است. ابوحیان شاگرد ابوسلیمان منطقی سجستانی صاحب صوان الحکمه است که از حکمای بنام است و خود ابوحیان کتاب نفیسی به نام مقابسات تألیف کرده که الآن در دست است و در آن کتاب استفادههایی که از محضر استادش کرده جمع آوری نموده. ابوحیان با همه اطلاعات و معلومات و قوّه نویسندگی که داشت، از لحاظ اخلاق و تهذیب نفس ضعیف بود و اخلاق و ملکاتی را که شایسته یک نفر دانشمند هست فاقد بود و از این رو همیشه چشم به تشویق و تقدیر اجتماع داشت و چون آن قدردانی که او انتظار داشت به