حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٥ - آثار به هم خوردن تعادل اجتماع
فرزندانشان را وادار به تحصیل دانش کنند نظر عمده به کسب معلومات و تهذیب و تکمیل اخلاق نیست، بلکه به گواهینامه تحصیلی است که آن را دستاویز غصب مقامات اجتماعی قرار دهند. البته پیداست وقتی که علم و هنر و تقوا و اخلاق ارزش واقعی خود را در اجتماع از دست بدهد و نوع مردم توجهشان به پول و مقامات اعتباری بشود، سرچشمه این فضایل رو به خشکی میرود :
آنجا که پشک و مشک به یک نرخ است عطار را گو ببند دکان را
پس بههم خوردن توازن و تعادل، اثر اوّلیاش این است که نظم زندگانی عمومی را بهم میزند و کارها جریان عادی و طبیعی خود را طی نمیکند و اثر ثانویاش این است که سرچشمه انسانیت و آب حیات معنویات را خشک میکند، زیرا علاقه افراد را به این امور از بین میبرد.
البته ارزش واقعی فضیلتها بسته به این نیست که مردم قدر آنها را بدانند یا ندانند. علم و هنر و تقوا و اخلاق در ذات خود گوهرهای گرانبهایی هستند که با مادیات قابل تقویم و ارزیابی نیست. هرگز مقام انسانیت را با شئون حیوانیت نمیتوان قیمت گذاشت. آن کس که واقعا روحش به فضیلت تقوا و پاکی یا به زیور علم آراسته است، نظر به دیگران و قیمتی که دیگران برای این امور قائلند ندارد. او تقوا و پاکی را به لحاظ نفس تقوا و پاکی، و علم و هنر را محض نفس علم و هنر میخواهد. اساسا آن کس که تقوا فروش است متقی نیست و آن کس که هنر فروش است هنرمند نیست و آن کس که علم فروش است عالم نیست.
ولی در عین حال یک نکته را باید در نظر گرفت و آن این که انسان اول حیوان است و بعد انسان، یعنی اول درجه حیوانیت را طی میکند و بعد به درجه انسانیت میرسد. هرگز ممکن نیست که طفلی را از همان