حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٣ - آثار به هم خوردن تعادل اجتماع
و موقعیتی که هر فرد به واسطه یکی از این امور در اجتماع دارد، شخصیت اجتماعی او را تشکیل میدهد.
اما شخصیت واقعی هر کسی عبارت است از مجموع قوای ذاتی و استعداداتی که در وجودش هست و خصایل و ملکاتی که در طول زندگانی کسب کرده و همه قائم به شخص خودش میباشد، از عقل و هوش و معلومات و اراده و اخلاق و ملکات و صفات. مجموع استعدادات و قوای ذاتی و صفات و خصایل اکتسابی، شخصیت واقعی او را تشکیل میدهد [١] و[٢] .
شخصیت واقعی جزء جوهر انسان است و امری است عینی و حقیقی و اما شخصیت اجتماعی امری است اعتباری و فرضی و با اندک موجبی از بین میرود، مثلا شخصیتِ از راه ثروت را ممکن است در یک شب دزد ببرد ولی شخصیت هنرمند و دانشمند و متقی این طور نیست. علی فرمود: اَلْعِلْمُ خَیرٌ مِنَ الْمالِ، اَلْعِلْمُ یحْرُسُک وَ أنْتَ تَحْرُسُ الْمالَ[٣] . و البته ملازمهای در کار نیست که حتما اشخاصی که دارای شخصیت و مقام اجتماعی هستند و بر پلههای عالی قرار گرفتهاند دارای شخصیت واقعی هم بوده باشند، زیرا بسیار اتفاق میافتد که افرادی بیشخصیت و نالایق روی علل و موجباتی پستها و مقامات حساسی را اشغال میکنند و افراد با شخصیت و لیاقت عقب رانده میشوند. در اجتماعات منحط و فاسد غالبا همین طور است. علمای اجتماع میگویند یکی از نشانههای انحطاط بلکه از نشانههای فنا و اضمحلال
[١] . داستان ميرزای قمی و فتحعلی شاه در حمام.
[٢] . از اشعار منسوب به مولاست :عِلْمی مَعی أيْنَما قَدْ كُنْتُ يَتْبَعُنی قَلْبی وِعاءٌ لَهُ لا جَوْفُ صُنْدوقِاِنْ كُنْتُ فِی الْبَيْتِ كانَ الْعِلْمُ فيهِ مَعی أوْ كُنْتُ فِی السّوقِ كانَ الْعِلْمُ فِی السّوقِ
[٣] . نهجالبلاغه، حكمت ١٤٧.