ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٩٠ - نصير الدين
شبى نزديك كنيزك پدر خود رفته و اظهار محبّت و معاشقه نمود ناگاه كنيزك بيدار شده و گفت تو كيستى كه در قلب شب نزد من ميآيى گفت نترس كه من پدرم هستم پس بجهت اخفا و كتمان اين جنايت خود را ببلاهت زد تا آنكه ضرب المثل گرديد. نيز روزى در مجلس ابو مسلم خراسانى كه يقطين نيز آنجا بوده احضارش كردند، يقطين را بهمين اسم خودش مخاطب داشته و گفت يا يقطين كداميك از شما دو نفر ابو مسلم هستيد. نيز شبى از خانه بيرون رفت، در خارج خانه يك نفر كشته ديده و آنرا بخانه آورده و در چاهى انداخت، پدرش مطلّع شد و در دم آن كشته را بيرون آورده و در جائى ديگر پنهانش كرد و بعوض آن قوچ شاخدارى را كشته و در چاهش انداخت، تا صبح آن شب كه كسان آن مقتول در صدد تفتيش بودند جحا بديشان گفت در خانه ما مقتولى هست و بعيد نيست كه از شما باشد پس آمده و خود جحا را در چاه انداختند، همينكه دست حجا بشاخ قوچ رسيد صدا زد كه مقتول شما شاخ هم داشت يا نه پس خندهكنان برگشتند و اينگونه نوادر او بسيار و احمق من جحا از امثال دايره ميباشد.
چنانچه اشاره نموديم جحا فزارىّ القبيلة و كوفىّ البلدة بوده و يكنفر ديگر نيز از ظرفاى روم بجحا موسوم و به جحاى رومى معروف و بدو نيز نوادر بسيارى منسوب ميباشد و لكن موافق احتمال قوى كه در قاموس الاعلام داده همين جحاى رومى همان ملا نصر الدين مذكور فوق است. در معجم المطبوعات نيز گويد نوادر نصر الدين رومى معروف به جحا در مصر و بيروت و قاهره كرارا چاپ شده است و سال وفات جحا نيز بدست نيامد.
ناگفته نماند كه در قاموس الاعلام سه سلسله از ملوك سلاجقه بنام سلجوقيان ايران و سلجوقيان كرمان و سلجوقيان روم مذكور داشته كه سلسله اولى از طرف طغرل بيگ بن ميكائيل بن سلجوق تأسيس و چهارده تن از ايشان از سال چهارصد و بيست و نهم تا پانصد و نودم هجرت در ايران سلطنت كردهاند و شهر رى هم پايتخت ايشان بوده است. دويمى نيز بدستيارى برادرزاده طغرل بيگ مذكور قاورد بن چغرى بن ميكائيل بن سلجوق تأسيس يافته و يازده تن از ايشان از سال چهارصد و سى و سيّم تا پانصد و هشتاد و سيّم