ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٥٢ - ميدانى- احمد بن محمد بن احمد بن ابراهيم
ميشده دوست ميداشت يا نه گفت بلى ميثمى گفت پس تو چيزى را كه خوشآمد آن حضرت بوده ترك كرده و بچيزى كه مكروه طبع وى بوده و با نفرت و كراهت سوارش كرده بودند گراييده و طوق گردن خود كردهاى، شايسته آن بود كه برعكس اين رويّه، الاغ را كه مركب دلخواهى آن حضرت بوده بگردن آويخته و خاچ را ترك ميكردى. اينگونه مناظرات دينى و مذهبى او بسيار است و در هريك از امامت و طلاق و متعه و نكاح و غيره تأليفى دارد و سال وفاتش بدست نيامد.
(ص ٢٥٠ هب و ٧٣١ ج ١ مه و كتب رجاليه)
ميدانى[١]
ميدانى- احمد بن محمد بن احمد بن ابراهيم
- نيشابورى ميدانى، مكنّى به ابو الفضل اديبى است فاضل كامل نحوى لغوى از مشاهير ادبا و اهل لغت كه با زمخشرى معاصر و معاشر بود، ملاطفاتى بين ايشان جريان داشته كه ذيلا اشاره خواهد شد. ميدانى با دسترنج خود امرار معاش مينمود، علوم ادبيّه و عربيّه را از على بن احمد مفسّر واحدى و ديگر فحول وقت اخذ و همه آنها را متقن ساخت بالخصوص در لغت و امثال عرب بمقامى بس عالى رسيده و گوى سبقت از ديگران ربود و كتابهائى طرفه و عجيبى تأليف داده است:
١- الانموزج فى النحو ٢- السامى فى الاسامى كه در ايران با چند كتاب ديگر در يكجا چاپ شده و آن را سعيدى نيز گويند ٣- سعيدى كه همان سامى است ٤- مجمع الامثال كه حاوى شش هزار و اندى از امثال متنوعه دايره در لسان عرب بوده در طهران و قاهره چاپ شده و بهترين و مهمترين كتابى ميباشد كه در اين موضوع نگارش يافته است و پس از آنكه بنظر زمخشرى رسيد از روى حسد يك حرف نون باوّل كلمه ميدانى افزود (نميدانى)
[١]- ميدانى- بفتح اول منسوب به ميدان و آن محلهايست در بغداد، ديگرى در اصفهان، سيمى در خوارزم، چهارمى در نيشابور و همين آخرى را بجهت انتساب به زياد بن عبد الرحمن، ميدان زياد نيز گويند و از هريك از آنها فضلائى برخاسته و بهمين نسبت ميدانى شهرت يافتهاند و بعضى از ايشان را تذكر ميدهد و شايد در بعض موارد منسوب به موضع ميدان نام ديگرى باشد.