ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٥٩ - هراسى- على بن محمد بن على
هراسى- على بن محمد بن على
- طبرى، فقيه محدّث شافعى، مكنّى به ابو الحسن، ملقّب به عماد الدين، معروف به الكيا الهراسى، با اينكه بعنوان كيا الهراسى نگارش يافته باز هم گوئيم كه وى در اصل از اهل طبرستان بود، در نيشابور از امام الحرمين جوينى سابق الذكر تفقّه نموده و بمقامى بس عالى رسيد، مقرّر درس استاد مذكور خود بوده كه مطالب او را بعد از اتمام درس، مجدّدا بشاگردان حوزه تقرير و اعاده مينمود، پس در بيهق و مدرسه نظاميّه بغداد بتدريس اشتغال يافت، او را تالى و ثانى ابو حامد غزالى شمرده بلكه اصلح از وى دانند. در مناظرات و مجالس خود احاديث بسيارى استعمال ميكرده و كتاب لوامع الدلائل از تأليفات او است. حال يزيد بن معاويه و صحابى بودن و نبودن و جايز اللّعن بودن او را از وى استفسار نمودند در پاسخ بنگاشت: ولادت يزيد در زمان عمر بن خطّاب بوده و داخل در صحابه نميباشد.
اما لعنت بر او، اگرچه هريك از احمد و مالك و ابو حنيفه در اين باب دو قول دارند (تصريحى و تلويحى) لكن من تنها يك قول تصريحى دارم كه ملعون است چگونه نباشد كه نردباز و دائم الخمر بوده و اشعار خمريّه او مشهور است. از اين قبيل مطالب صريح در خبائث و ملعنت يزيد بسيار نوشته تا آنكه كاغذ تمام گرديده است و در پايان كلامش گويد كه اگر در ورقه جاى سفيدى ماندى فضايح آن خبيث را زياده از اين مينوشتم بارى تاريخ ولادت و وفات و بعضى از مزاياى احوال او را محول بعنوان كيا ميداريم.
اما لفظ الكيا: ظاهر آن است كه كيا فارسى و بمعنى صاحب و خداوند و پادشاه و دهقان بوده كه در استعمالات عربى الف و لامى باوّل آن آوردهاند، هراس هم (بر وزن كنار) درختى است خاردار و بر وزن شمار شير شرزه را گويند كه با حدّث و شدّت شكار را خورد كرده و ميخورد و بر وزن عطّار شير هم چنانى و هم كسى است كه خوراك هريسه نام درست ميكند و ميفروشد و معلوم نيست كه صاحب ترجمه را هراسى گفتن بمناسبت كدام يك از اين معانى است و محتمل است كه هراس هم فارسى و بمعنى خوف و ترس باشد.
(ص ٢٥٢ هب و ٣٥٤ ج ١ كا و غيره)