ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٢٢ - وصال- ميرزا محمد شفيع
ذوق و حال بوده و صحبت او را مغتنم ميشمردهاند.
علاوه بر مراتب علميّه ظاهرى و باطنى در تمامى خطوط هفتگانه نسخ و نستعليق و ثلث و رقاع و ريحانى و تعليق و شكسته نيز مهارتى بسزا داشت و هريكى از آنها را مثل اساتيد معروف تاريخى آنها مينگاشت. كتابهائى كه با خطوط مختلف خوب نوشته بسيار و چند جلدى از مثنوى مولوى و ديوان خاقانى و انورى و خواجه حافظ و كليات سعدى را بخط نستعليق نوشته است. بنوشته گلشن وصال شصت و هفت جلد قرآن و هفتصد دعوات بپايان رسانده و بعضى از قرآنها را در صفحه بزرگ شروع و سه سطر در اوّل و وسط و آخر صفحه با خط ثلث درشت نوشته و ميانه آنها را با قلم ريزهترى با خط نسخ پر، سر سورهها را با خط رقاع، خواصّ سور را با خط شكسته در حاشيه، ترجمه آيات را با مركب سرخ با قلم نستعليق خفى زير سطرها نوشته و در آخر هرقرآنى عدد قرآنهائى را كه تا آن زمان نوشته بوده قيد و هم در آخر بعضى از آنها خود را به كاتب الهى موصوف داشته است. سه جلد از قرآنهاى او در كتابخانه مصر ديده شده و بالجملة در تمامى خطوط مذكوره استاد بوده است.
اشعار وصال نغز و طرفه و آبدار، در غزل، سعدى ثانى، در قصيده انورى را تالى و از آغاز جوانى طبعى سرشار داشت، قوّت طبع او مورد تصديق قاآنى و هدايت و ديگر معاصرينش بود، خصوصا در مرثيهگويى يگانه وقت محسوب ميشد، نخست به مهجور تخلّص مينمود ولى اخيرا حسب الارشاد پير طريقتش ميرزاى سكوت به وصال تبديل داد و از اشعار او است:
دواى درد مهجورى صبورى است |
دريغ اين چاره اندر دست كس نيست |
|