ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣١٦ - وزيرى
وزير- ميرزا ابو القاسم
- بعنوان قائممقام مذكور شده است.
وزير- حسن على بن اسحق
- بعنوان نظام الملك نگارش يافته است.
وزير- حسن بن محمد
- بعنوان مهلبى مذكور افتاده است.
وزير- حسين بن على
- مغربى در باب كنى بعنوان ابن المرزبان خواهد آمد.
وزير- ميرزا عيسى بن محمد حسن
- بعنوان قائممقام نگارش دادهايم.
وزير- محمد بن احمد
- در باب كنى بعنوان ابن العلقمى خواهد آمد.
وزيرى
لقب رجالى محمد بن عبد الكريم و موكول بدان علم شريف است.
* ميباشد و در آيه شريفه كَلَّا لا وَزَرَ إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ نيز بهمين معنى است و سلطان نيز در مهمات لشگرى و كشورى برأى و فكر و تدبير وزير تمسك مينمايد. بعضى گويند كه از ازر (بر وزن امر) بمعنى ظهر و پشت اشتقاق يافته و كنايه از معاون و مددكار است و بعضى از لغات عربيه هست كه در اولش واو و الف استعمال يافته مثل ارخ و ورخ و اكد و وكد و نظائر آنها كه تاريخ و توريخ و تأكيد و توكيد هردو صحيح بوده و وزير و ازير هم بيك معنى و بمعنى پشتيبان و معاون و مددكار است.
نگارنده نيز همين معنى را كه در حقيقت راجع بهمان معنى دويمى مذكور ميباشد تأييد و در توضيح زايد آن گويد كه ظاهر و سياق آيه شريفه اوائل سوره طه وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي نيز كه بعد از درخواست وزير درخواست شدازر بدان وزير شده است همين معنى است كه وزير بمعنى ازير و كنايه از پشتيبان و معاون ميباشد بلكه نخستين وزير ناميدن حفص بن سليمان نيز كه فوقا مذكور شد بمناسبت همين معنى كمك و پشتيبان بوده است و بس و بطور قطع توان گفت كه اين لقب وزير براى حفص از آيه شريفه اقتباس شده است. بارى گروه بسيارى از اكابر و افاضل بهمين اسم وزير موصوف و در السنه داير و معروف بودهاند و بعضى از ايشان را باندازه مساعدت وقت و وسائل تذكر ميدهد.