ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣١٥ - وزير آل محمد
او در ديار مصر بدو منتهى ميشد. نخست در مدينه نزد نافع كه يكى از قرّاء سبعه سابق الذكر بوده رفت، قرائت قرآن مجيد را چندين مرتبه به وى عرضه داشت، بجهت كمخوراكى و لاغرى از طرف وى ملقّب به ورشان گرديد (بر وزن سرطان) كه بمعنى قمرى نرينه ميباشد و يا خود لقب مزبور بجهت آن بوده كه عثمان لباس رنگارنگ و كوتاهقد ميپوشيد و پايهايش هم از لباس بيرون مىآمد، بهرحال اين لقب نزد عثمان محبوبتر از نام اصلى وى بوده است و از كثرت استعمال تخفيف داده شد و ورش گفتند. وفات ورش بسال صد و نود و هفتم هجرت در هشتاد و هفت سالگى واقع و چنانچه ذيل عنوان قرّاء سبعه اشارتى رفت ورش و قالون راويان قرائت نافع هستند و كتابى بنام قرائت ورش او رسالة ورش در قاهره چاپ شده است. (ص ١٩١٥ مط و اطلاعات متفرقه)
ورشندى ورشيد
اولى لقب رجالى اسكندر بن دربيس، دويمى هم محمد بن مهدى بوده و موكول بدان علم هستند.
وزير[١]
وزير آل محمد
چنانچه فوقا اشاره شد حفص بن سليمان است و در باب كنى بعنوان ابو سلمة خواهد آمد.
[١]- وزير- علاوه بر اصطلاح رجالى كه لقب محمد بن احمد و نوشيروان بن خالد است عنوان مشهورى بعضى از مقربين سلطان مملكت نيز ميباشد كه عهدهدار انجام تمامى مهمات كشورى و لشگرى و يا يك قسمت از آنها باشند. موافق ابن خلكان نخستين كسى كه اين اسم وزير بدو اطلاق شده و كسى پيش از او بدين عنوان معروف نبوده است (نه در دولت بنى اميه و نه ساير دول) عبارت از ابو سلمة حفص بن سليمان خلال، همدانى القبيلة، كوفى البلدة، وزير ابو العباس سفاح اولين خليفه عباسى.
در اصل اشتقاق اين كلمه مابين اهل لغت و ادب چندين قول وجود دارد، از ابن قتيبه نقل شده كه از وزر (بكسر اول بمعنى بار گران) گرفته است چنانچه در آيه شريفه: وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ بهمين معنى ميباشد و شخص وزير حامل اثقال و بار گران سلطنت بوده و از طرف سلطان، متصدى كارهاى بزرگ و نوعا حامل وزر و وبال مردم و رعايا ميباشد.
از ابو اسحق زجاجى نقل است كه از وزر (بر وزن قمر) گرفته و آن كوه و ملجأ و پناهگاه*