ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٩٥ - واقدى- محمد بن عمر بن واقد
را ميپيموده است. مأمون عباسى نسبت بوى عنايتى بىنهايت داشت، در لوازم اكرام و انعام او فروگذارى نميكرد، مدّتى بقضاوت سمت شرقى بغداد كه موسوم به رصافه ميباشد (و از آنرو كه منصور براى پسرش مهدى تعميرش كرده عسكر مهدى نيز گويند) منصوبش داشت تا روز دوشنبه يازدهم ذيقعده يا ذيحجه سال دويست و ششم يا هفتم يا هشتم يا نهم قمرى در هفتاد و هشت سالگى در همانجا وفات يافت و در مقابر خيزران مدفون گرديد و از تأليفات او است:
١- اخبار الحبشة و الفيل يا امر الحبشة ٢- اخبار مكة ٣- ذكر القرآن ٤- غلط الرجال ٥- فتوح افريقيه كه در تونس چاپ شده است ٦- فتوح الامصار ٧- فتوح الجزيرة كه در هامبورگ چاپ شده است ٨- فتوح الجزيرة و العراق و العجم كه در مصر چاپ شده است ٩- فتوح يا فتوحات الشام كه در بمباى و قاهره و كلكته چاپ شده است ١٠- فتوح العجم كه در هند چاپ شده است ١١- فتوح العراق ١٢- فتوح مصر و الاسكندرية كه در ليدن چاپ شده است ١٣- كتاب الترغيب فى علم القرآن ١٤- كتاب ضرب الدنانير و الدراهم ١٥- كتاب الطبقات ١٦- المغازى كه در كلكته و برلين با مقدمه و شروح انگليسى چاپ شده است ١٧- مقتل الحسين ع ١٨- مولد الحسن و الحسين ع.
تبصره و عبرت از مروج الذهب نقل است كه واقدى دو نفر صديق صميمى داشت، يكى از ايشان هاشمى و با واقدى بمنزله يك نفس بودهاند تا در روز عيدى زن واقدى از كهنگى لباس بچههايش كه در مقابل لباس تازه كودكان ديگر وسيله خجلت و شرمندگى است شكايت كرده و خواستار گرديد بهرنحوى كه باشد بلكه براى ايشان ساز و سامانى تهيه نمايد واقدى نيز باتكال آن اتّحاد و يگانگى بواسطه كتابت بهمان صديق هاشمى اظهار مطلب نمود هاشمى نيز يك كيسه سربمهر كه حاوى هزار درهم بوده بدو فرستاد، در عين حال آن صديق سيّمى نيز نامهاى مشعر بر شكايت از تنگدستى بواقدى فرستاد واقدى نيز باقتضاى صداقت ايثار نموده و او را بر نفس خود مقدّم داشت و همان كيسه را بدان صديق سيّمى فرستاد خودش از خجلت زن (آهآه) در مسجد بسر برد، تا بعد از برگشتن بخانه آن زن مردانه خصال نيز كار شوهرش را تحسين كرد در همان دم آن صديق هاشمى وارد و حقيقت قضيه را استفسار نمود، بعد از كشف واقع اظهار داشت در همان