ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٣٥ - نقيبى- سيد مير محمد بن محمد
او بسال يك هزار و شصتم هجرت در صد و دو سالگى در اصفهان واقع گرديد.
(متفرقات ذريعه و فهرست فوق)
نقيب[١]
نقيب- محمد بن محمد
- بعنوان آوى محمد نگارش يافته است.
نقيب الاشراف- على بن ابى احمد حسين
- بعنوان علم الهدى نگارش يافته است.
نقيبزاده- عبد القادر بن سيد يوسف
- حلبى حنفى فقيه فاضل متّقى، معروف به نقيبزاده، در سال هزار و شصتم هجرت از حلب بمدينه منوّره رفته و اقامت گزيد، در مسجد نبوى ص تدريس ميكرد تا بسال هزار و صد و هفتم در آن ارض اقدس درگذشت و از تأليفات او است:
١- لسان الحكام در فقه ٢- معرفة الرمى بالسهام و غيرها.
(ص ٦١ ج ٣ سلك الدرر)
نقيب الطالبية
لقب رجالى يحيى بن محمد است.
نقيب الطالبيين
همان نقيب الاشراف مذكور فوق است.
نقيبى- سيد مير محمد بن محمد
- لوحى حسينى موسوى سبزوارى اصفهانى، ملقّب به مطهر، معروف به نقيبى، از علماى اماميّه، با مجلسى (متوفى بسال ١١١١ ه ق- غقيا) معاصر و از تأليفات او است: كفاية المهتدى فى احوال المهدى ع
[١]- نقيب- رئيس و زعيم و كفيل و سرپرست قوم را اطلاق مينمايند و آن بفتح اول از نقب اشتقاق يافته كه بمعنى سوراخ كردن ديوار و هم سوراخ كردن ناف چارپايان است كه صفرا و ورمى كه در آن بوده خارج گردد و گويا بمناسبت همين معنى در تفتيش و تجسس و كنجكاوى اخبار و وقايع هم استعمال ميكنند و رئيس و كفيل قوم را نقيب گفتن بمناسبت همين معانى است كه احوال و وقايع مردم را تفتيش و كنجكاوى كرده و در صدد استحضار كامل از اسرار و بواطن ايشان برميآيد و لفظ نقيب در اصطلاح رجالى لقب اسمعيل بن حسن و تقى بن ابى طاهر و رضا بن داعى و بعضى ديگر است.