ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٦٢ - نراقى- حاج ملا احمد بن حاج ملا مهدى
دامن مكش از دستم اى بت كه بامّيدت |
يكباره كشيدستم دست از همه دامانها |
|
پروانهصفت گردم گرد سر هرشمعى |
از روى تو چون روشن شد شمع شبستانها |
|
مقصود من محزون از باغ تماشا نيست |
چون بوى تو دارد گل گردم بگلستانها |
|
بدين دردم طبيبى مبتلا كرد |
كه درد هردو عالم را دوا كرد |
|
خوشا حال كسى كاندر ره عشق |
سرى درباخت يا جانى فدا كرد |
|
در ميخانه بر رويم گشادند |
مگر ميخوارهاى بر من دعا كرد |
|
صفائى تا مريد ميكشان شد |
عبادتهاى پيشن را قضا كرد |
|
از بيم ملامت رهم از ميكده بسته است |
از خانه ما كاش بميخانه درى بود |
|
يك ديده بروى تو گشاديم و ببستيم |
چشم از دو جهان وه چه مبارك نظرى بود |
|
اعضاى تن خود همه كاويدم و ديدم |
در هررگ و هرپى ز غمت نيشترى بود |
|
تا مغبچگان مقيم ديرند |
در دير مغان مرا مقام است |
|
آن آيه كه منع عشق دارد |
واعظ بنما بمن كدام است |
|
وان مى كه بدوست ره نمايد |
آخر بكدام دين حرام است |
|
گفتيم بسى ز عشق و گفتند |
اين قصه هنوز ناتمام است |
|
از خانه ما نهفته راهى است |
تا منزل او كه يك دو گام است |
|
در ميكده ز آن شده صفائى |
كاين مدرسه منزل عوام است |
|
اين خمار كهنه ما را بجامى كو علاج |
از سبو يا خم چه خيزد كاش ميبودى يمى |
|
آدميزادى كه ميگويند اگر اين مردمند |
اى خوشا جائى كه خود آنجا نباشد آدمى |
|
ترسم نشده غوره انگور خزان آيد |
يا مى نشده انگور ماه رمضان آيد |
|