ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٠٥ - ناصر الدولة- حسن بن ابى الهيجاء عبد اللّه بن حمدان
جمع ميشده گرد آورده و خشتى باندازه كف دست درست كرد، همان خشت را بحسب وصيّت خودش در لحد زير رويش گذاشتند. سيف الدولة در ميان ملوك بنى حمدان كه تماما با صباحت روى و فصاحت زبان و سماحت دست و رجاحت عقل امتياز دارند بسيادت ايشان معروف و واسطة العقد ايشان بشمار ميرفت، دربار او مجمع ادبا و شعرا و فضلا، خودش نيز اديب شاعر ماهر علمدوست و معارفپرور بود، شعر خوب را بسيار دوست ميداشته و قريحه شعريّهاش بس عالى بوده است. گويند كنيزكى داشته از شاهزادگان روم در نهايت جمال و بجهت كثرت محبّت سيف الدولة كه بدو داشته محسود ديگران گرديد و سوء قصدى درباره وى داشتهاند سيف الدولة هم از راه احتياط او را بقلعه محكمى فرستاده و اين شعر را انشا نمود:
راقبتنى العيون فيك فاشفق |
ت و لم اخل قط من اشفاق |
|
و رايت العدو يحسدنى في |
ك مجدا بانفس الاعلاق |
|
فتمنيت ان تكونى بعيدا |
و اللذى بيننا من الودباق |
|
رب هجر يكون من خوف هجر |
و فراق يكون خوف فراق |
|