ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٠٣ - ناصرخسرو- علوى اصفهانى بلخى،
بحكم پارهاى قرائن قويّه اسماعيلى بودنش را تأييد ننمائيم قضاوت در اين موضوع را اگر مقتضى باشد بعهده خود ارباب رجوع محول ميداريم.
تأليفات و آثار قلمى ناصرخسرو بدين شرح است:
١- الاكسير الاعظم در حكمت ٢- دستور اعظم ٣- ديوان اشعار او كه بضميمه رساله و روشنائىنامه و سفرنامه و سعادتنامه خود او در طهران چاپ شده است ٤- رسالهاى نثرى در جواب نود و نه سئوال فلسفى و منطقى و لغوى و طبيعى و دينى و تأويلى و غيره ٥- روشنائىنامه كه منظومه فارسى است و مذكور شد ٦- زاد المسافر يا زاد المسافرين كه موافق عقائد اسماعيليه از روى قواعد حكمى و فلسفى تأليف و در برلين چاپ شده است ٧- سعادتنامه كه مذكور شد و منظومه فارسى است ٨- سفرنامه كه مذكور شد و در برلين و پاريس نيز چاپ و ظاهرا همان سياحتنامه است ٩- سياحتنامه كه فوقا مذكور شد ١٠- قانون اعظم ١١- كنز الحقائق ١٢- المستوى در فقه. اما اشعار وى بسيار و با ديوان او كه دسترس عموم است حاجتى بنقل آنها نيست و از طرائف آنها قصيده داليه او است كه در جواب قصيده سؤاليه حكيم مجد الدين كسائى سابق الذكر در وصف عقل و روح گفته است:
بالاى هفت چرخ مدوّر دو گوهرند |
كز كاينات و هرچه درو هست برترند |
|
بىدانشان، اگرچه نكوهش كنندشان |
آخر مدبّران سپهر مدوّرند |
|
گوئى مرا كه جوهر ديوان ز آتشست |
ديوان اين زمان همه از گل مخمّرند |
|
جز آدمى نزاد ز آدم در اين جهان |
اينها ز آدمند چرا جملگى خرند |
|
دعوى كنند آنكه براهيم زادهايم |
چون نيك بنگرى همه شاگرد آزرند |
|
در بزمگاه، مالك شاخ زبانهاند |
اين ابلهان كه در طلب حوض كوثرند |
|
اين سنّيان كه سيرتشان بغض حيدر است |
حقّا كه دشمنان ابو بكر و عمرند |
|
وانانكه هستشان بابوبكر دوستى |
چون دوستند چون همگى خصم حيدرند |
|
گر عاقلى ز هردو جماعت سخن مگوى |
بگذارشان بهم كه نه افلح نه قنبرند |
|