آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٥٩٧
مطرح نيست؛ بلكه فهم عرفى در معناى اين روايت حجيّت دارد و عرف نيز تقدّم همان اعمالِ پس از مرگ را مىفهمد.
از اطلاق روايت در اين جهت مىتوان استفاده كرد كه اگر قبل از رجم، غسل كرد، او را كافى است؛ خواه بعد از غسل محدث به حدث اكبر يا اصغر شده باشد يا نه. در روايت از اين جهت تقييدى نيست و همين طور از جهت خون آلود شدن كفن و لباسهاى پوشيده شده، كه طبيعى رجم، خونآلود شدن كفن است. روايت مىگويد: «يرجمان ويصلّى عليهما» مطلب تمام است.
روايت بر غسل و حنوط و كفن قبل از رجم و نماز بعد از رجم دلالت داشته، و همين طور دلالت آن در باب قصاص كامل است؛ امّا نسبت به دفن در مقابر مسلمانان متعرّض نيست؛ ليكن رواياتى از طريق شيعه و سنّى بر اين مطلب دلالت دارد.
وعنه، عن أحمد بن محمّد بن خالد، رفعه إلى أمير المؤمنين عليه السلام، قال:
أتاه رجل بالكوفة، فقال: إنّي زنيت فطهّرني ... فمات الرجل فأخرجه أمير المؤمنين عليه السلام فأمر فحفر له وصلّى عليه ودفنه. فقيل: يا أمير المؤمنين ألا تغسّله؟ فقال: قد اغتسل بما هو طاهر إلى يوم القيامة، لقد صبر على أمر عظيم. [١] فقه الحديث: مردى در كوفه نزد اميرمؤمنان عليه السلام آمد و چهار مرتبه اقرار به زنا كرد؛ اميرمؤمنان عليه السلام او را به بيرون شهر برده و رجم كردند؛ هنگامى كه مُرد، امام عليه السلام فرمان داد قبرى براى او حفر كنند. نماز بر او خواند و او را دفن كرد. از امام عليه السلام سؤال شد چرا غسلش ندادى؟ پاسخ فرمود: او به چيزى غسل كرد كه تا قيامت پاك مىماند.
در عبارت «قد اغتسل بما هو طاهر إلى يوم القيامة» دو احتمال وجود دارد:
الف: قبل از رجم، غسل كرده كه براى او ايجاد طهارتى نمود كه با مرگ از بين نمىرود و تا قيامت باقى است.
ب: مراد اغتسال معنوى است؛ يعنى همين مقدار كه به زنا اقرار كرد، تطهير شده است.
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٧٥، باب ١٤ از ابواب حدّ زنا، ح ٤.