آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣١٩ - فرع سوم تأثير شهادت زنان در اثبات زنا
نقد ادلّهى قول اوّل
اوّلًا: از ظاهر آيات قرآن حصر استفاده نمىشود. آيهى وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُواْ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَآءَ [١] اگر بر منحصر بودن ثبوت زنا به شهادت چهار مرد عادل دلالت داشت، حقّ با اين بزرگان بود؛ امّا ظاهر آيه هيچ منافات و مخالفتى با ثبوت زنا به راههاى ديگر چون شهادت سه مرد و دو زن و ... ندارد. اگر دليلى بر اين معنا قائم شد، با مفاد آيه قابل جمع است.
ثانياً: اگر بر ظاهر قرآن جمود كنيم، بايد در تمام موارد به مفهوم لقب قائل شويم.
آيا مىتوان با توجّه به «أكرم زيداً» گفت: «لا تكرم عمرواً»؟ لسان دليلى كه دو شاهد زن را نازل منزلهى يك شاهد مرد مىكند حكومت است؛ يعنى توضيح مىدهد كه مقصود از «أربعة شهداء»، چهار شاهد مرد و يا سه مرد و دو زن است. از اين رو، بين ظاهر كتاب و روايات دال بر جواز شهادت زنان منافاتى ديده نمىشود.
امّا رواياتى كه بر مطلوب آنان مطرح شد، بايد آنها را با روايات ديگر سنجيد و نسبت بين آنها بررسى شود؛ واگر هم به تعارض منتهى شد، راه حلّ آن را پيدا كرد.
ادلّهى قول مشهور
١- بالإسناد عن يونس، عن عبداللَّه بن سنان، قال سمعت أبا عبداللَّه عليه السلام يقول: لا تجوز شهادة النساء في رؤية الهلال، ولا يجوز في الرجم شهادة رجلين وأربع نسوة. ويجوز في ذلك ثلاثة رجال وامرأتان. وقال: تجوز شهادة النساء وحدهنّ بلا رجال في كلّ ما لا يجوز للرجال النظر إليه. [٢] فقه الحديث: در اين صحيحه، عبداللَّه بن سنان از امام صادق عليه السلام شنيد كه مىفرمود:
شهادت زنان براى رؤيت هلال فايده ندارد؛ وبا شهادت دو مرد و چهار زن رجم ثابت نمىشود؛ و شهادت سه مرد و دو زن در اثبات رجم كافى است.
اگر شهادت سه مرد و دو زن براى رجم كافى باشد، پس به طريق اولى در جَلْد نيز
[١]. سورهى نور، ٤.
[٢]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٢٦٠، باب ٢٤ از ابواب الشهادات، ح ١٠ و ١١.