آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٧٥ - امر اوّل بررسى عنوان بحث
مىشود؟ زيرا، همانگونه كه حدّ بركات معنوى و اجتماعى فراوان براى جامعه دارد، تعزير نيز همان فايده را دارد و در اين راستا، بين اين دو فرقى نيست.
از سوى ديگر، گاه حدّ و تعزير در مقابل يكديگر بهكار مىرود؛ در اين صورت، هر كدام معناى خاصّ خود را دارد؛ مانند اين روايات:
عن أبي عبداللَّه عليه السلام في غلام صغير لم يدرك ابن عشر سنين، زنى بإمرأة.
قال: يجلد الغلام دون الحدّ وتجلد المرأة الحدّ كاملًا؛ [١] از امام صادق عليه السلام در مورد كودك نابالغ ده سالهاى كه با زنى زنا كرده بود، سؤال شد؛ امام عليه السلام فرمود: به او كمتر از حدّ تازيانه مىزنند و بر زن، حدّ كامل جارى مىشود.
عن أبي عبداللَّه عليه السلام قال: لا يحدّ الصّبي إذا وقع على المرأة، ويحدّ الرجل إذا وقع على الصّبية؛ [٢] امام صادق عليه السلام فرمود: كودك نابالغ اگر با زنى زنا كرد، بر او حدّ جارى نمىشود؛ ولى به مردى كه با دختر نابالغ زنا كند، حدّ مىزنند.
إسحاق بن عمّار قال: سألت أبا إبراهيم عليه السلام عن التعزير كم هو؟ قال: بضعة عشر سوطاً، ما بين العشرة إلى العشرين؛ [٣] اسحاق بن عمّار از امام كاظم عليه السلام از مقدار تعزير پرسيد؛ امام عليه السلام فرمود: بيشاز ده تازيانه، مابين ده و بيست تازيانه به او زده مىشود. جواب دوم: «حدود» بههمان معناى خاصّ در مقابل تعزير است، و طرح مسائل تعزيربه نحو استطرادى است؛ يعنى به جهت اينكه مباحث تعزيرات با مباحث حدود مناسبتدارد، مطرح شده است. البته اين احتمال، خيلى ضعيف است.
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٦٢، باب ٩ از ابواب حدّ الزنا، ح ١.
[٢]. همان، ح ٣.
[٣]. همان، ص ٥٨٣، باب ١٠ از ابواب بقية الحدود، ح ١.