آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٥١٤ - بررسى فرع سوم و چهارم (اقامهى حدّ بر پناهندهى به حرم خدا)
حدّ اقامه شود؛ امّا اگر اطمينان باشد كه اجراى حدّ در سرزمين دشمن موجب پناهندگى مجرم نمىشود، به چه دليل حدّ جايز نباشد؟
دليل بر تقييد روايات زير است:
١- محمّد بن يعقوب، عن عليّ بن إبراهيم، عن ابن فضّال، عن يونس بن يعقوب، عن أبي مريم، عن أبي جعفر عليه السلام، قال: قال أمير المؤمنين عليه السلام: لا يقام على أحد حدّ بأرض العدوّ. [١]
فقه الحديث: در اين روايت معتبر، امام باقر عليه السلام فرموده است: اميرمؤمنان عليه السلام فرمود: بر هيچ كس در سرزمين دشمن حدّ اقامه نمىشود.
اين روايت، مطلق و بدون قيد است.
٢- وبإسناده عن الحسين بن سعيد، عن محمّد بن يحيى، عن غياث بن إبراهيم، عن جعفر، عن أبيه، عن عليّ عليه السلام، أنّه قال: لا اقيم على رجل حدّاً بأرض العدوّ حتّى يخرج منها مخافة أن تحمله الحمىُّ فيلحق بالعدوّ. [٢]
فقه الحديث: در اين روايت معتبر، اميرمؤمنان عليه السلام فرمود: بر كسى كه در سرزمين دشمن است، حدّ اقامه نمىكنم تا از آنجا خارج شود؛ زيرا، ممكن است غيرت و عصبيّت، او را وادار كند كه به دشمن ملحق شود. و به تعبير رايج اين عصر، تابعيّت گرفته و به آنها پناهنده شود.
روايت اوّل مطلق و روايت دوم مقيّد است؛ و ظاهر صناعت اصولى، حمل مطلق بر مقيّد است؛ بنابراين، بايد گفت: عدم اجراى حدّ در سرزمين دشمن مقيّد به ترس از ملحق شدن به آنان است؛ والّا اگر ترسى نباشد، حدّ جارى مىشود.
بررسى فرع سوم و چهارم (اقامهى حدّ بر پناهندهى به حرم خدا)
اگر شخصى در خارج از حرم خدا موجب حدّى را انجام دهد و محكوم گردد، ليكن هنگامى كه خواستند بر او اقامهى حدّ كنند، فرار كرده و به حرم خداوند پناهنده شده، از
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣١٧، باب ١٠ از ابواب مقدّمات الحدود، ح ١.
[٢]. همان، ص ٣١٨، ح ٢.