آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٥٠٢ - فرع دوم كيفيّت اجراى حدّ تعجيلى بر مريض
مات [خافوا أن يموت] ما تقول فيه؟ فقال: هذه المسألة من تلقاء نفسك؟ أو قال لك إنسان أن تسألني عنها؟
فقلت: سفيان الثّوري سألني أن أسألك عنها.
فقال أبو عبداللَّه عليه السلام: إنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله اتي برجل احتبين [احبن] مستسقى البطن، قد بدت عروق فخذيه وقد زنى بامرأة مريضة، فأمر رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بعذق فيه شمراخ، فضرب به الرّجل ضربة وضربت به المرأة ضربة ثمّ خلّى سبيلهما. ثمّ قرأ هذه الآية: وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِبْ بّهِى وَ لَاتَحْنَثْ [١]. [٢]
فقه الحديث: يحيى بن عباد مكّى مىگويد: سفيان ثورى به من گفت: تو در نزد امام صادق عليه السلام داراى مقام و منزلت هستى؛ به خدمت او رفته، و از او در مورد مريضى كه زنا كرده بود، سؤال كن كه اگر بر او حدّ جارى شود، مىميرد؛ و يا مىترسند بميرد. نظر شما دربارهى او چيست؟
يحيى بن عباد گويد: من شرفياب شده، و مسأله را سؤال كردم. امام عليه السلام فرمود: اين پرسش خودت هست و يا انسانى از تو خواسته سؤال كنى؟ گفتم: سفيان ثورى از من خواسته از شما بپرسم.
امام صادق عليه السلام فرمود: مردى را نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آوردند كه شكمش ورم كرده و خيلى بزرگ شده و آب آورده بود، رگهاى رانش واضح وآشكار گشته بود و با اين حال با زن مريضى زنا كرده بود. رسول خدا صلى الله عليه و آله دستور داد ساقهى خرمايى كه در آن شاخههاى فراوانى بود آوردند و يك مرتبه بر زن و يك مرتبه بر مرد زد و آنان را رها و آزاد كرد.
آن گاه امام صادق عليه السلام اين آيه را تلاوت فرمود:- (در جريان ايّوب پيامبر به او گفته شد:)- ضغثى بردار و با آن بر او بزن و قَسَمَت را نشكن.
٤- عبداللَّه بن جعفر (قرب الإسناد) عن عبداللَّه بن الحسن، عن عليّ بن
[١]. سورهى ص، ٤٤.
[٢]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٢٠، باب ١٣ از ابواب مقدّمات حدود، ح ١.