آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٩٣ - حكم حدّ با وجود سرپرست
حكم حدّ با وجود سرپرست
اگر سرپرست و كافلى براى طفل پيدا شود، امام راحل رحمه الله مىفرمايند: به شرط عدم خوف بر ولد، واجب است حدّ بر زن اجرا شود.
توضيح مطلب: چهبسا در روزهاى اوّل براى كودك سرپرستى پيدا نشود، بلكه پس از گذشت مدّتى طولانى مانند يك سال يا بيشتر، شخصى حاضر نشود سرپرستى بچّه را عهدهدار شود؛ در اين مدّت، بچّه با مادر انس گرفته و فقدان مادر براى او خطرناك است.
در اين صورت نيز نمىتوان حدّ را اقامه كرد.
آيا اين مطلب تمام است؟ رواياتى كه بر كافل دلالت دارد، يكى روايت ارشاد [١] بود كه مفاد آن كفايت كافل است؛ ولزومى در شير دادن مادر پس از پيدا شدن كافل نيست.
روايت ديگر، روايت مفصّلى است كه در سابق به آن اشاره كرديم و مفاد آن، آمدن زنى آبستن به خدمت امير مؤمنان عليه السلام و اعتراف او به زنا بود. اميرمؤمنان عليه السلام از او پرسيدند: آيا شوهر داشتى و او حاضر بود يا نه؟ زن گفت: آرى. فرمود: برو تا وضع حمل كنى، آنگاه براى تطهير بيا. آن زن رفت، و پس از وضع حمل آمد و همان سؤالها را تكرار كرد.
امام عليه السلام به او فرمود: برو دو سال كامل او را شير بده. او پس از دو سال آمد و اقرار كرد؛ اميرمؤمنان عليه السلام فرمود: برو بچّه را كفالت و سرپرستى كن تا عاقل شود؛ در خوردن و آشاميدن، و از بلندى نيفتد و در چاه سقوط نكند. آن زن در بازگشت با عمرو بن حريث مواجه شد، و او متعهّد شد كفالت بچّه را به عهده بگيرد؛ و سرانجام پس از تكرار اقرار در مرتبهى چهارم، بر او حدّ را جارى كرد. [٢] در اين روايت، مسألهى شيردهى و تكفّل بعد از آن، قبل از تماميّت اقرارها و ثبوت حدّ بوده است؛ و نظر امام عليه السلام اين بوده كه اقرارها تكميل نشود، تا در حقّ اين زن محكوميّت محقّق نشود. اينها ربطى به بحث ما ندارد و نمىتوان به اين مطلب ملتزم شد كه حدّ را به اندازهاى تأخير بيندازيم كه اين بچّه بزرگ شود و به حدّ رشد و تميز برسد تا از بامى نيفتد و به چاه سقوط نكند.
[١]. وسائل الشيعه، ج ١٨، ص ٣٨١، باب ١٦ از ابواب حدّ زنا، حديث ٧.
[٢]. همان، ص ٣٧٧، باب ١٦ از ابواب حدّ زنا، ح ١.