آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٩٩ - فرع سوم حكم زناى مكره
٢- وعنه، عن محمّد بن عيسى، عن يونس، عن أبي بصير، عن أبي عبداللَّه عليه السلام، قال: إذا كابر الرجل المرأة على نفسها ضرب ضربة بالسيف مات منها أو عاش. [١]
فقه الحديث: ابوبصير از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه فرمود: هرگاه مردى زنى را مكابره كرد؛ شمشيرى بر او مىزنند، از آن ضربت بميرد يا زنده بماند.
اين روايت، معارضِ قوى در برابر آن دسته روايت است.
حلّ تعارض روايات
با وجود اعراض اصحاب از روايت ابىبصير، و عمل به آن دسته از روايات، معارضه حلّ مىشود؛ زيرا، دستهى اوّل مجمعٌعليه و مشهور است و ما مأموريم به آن عمل كنيم.
مقبولهى عمر بن حنظله [٢] حلّال اين تعارض است، كه مىگويد: «فقال: ينظر إلى ما كان من روايتهما عنّا في ذلك الّذي حكما بن المجمعُ عليه عند أصحابك فيؤخذ به من حكمنا ويترك الشاذّ الّذي ليس بمشهور عند أصحابك فإنّ المجمع عليه لاريب فيه».
لذا، روايت ابىبصير را به جهت ندرت و شذوذش كنار مىگذاريم؛ روايت زراره نيز خيلى بعيد است كه جداى از روايات ديگرش باشد، و بلكه اين روايت كنايه از قتل است.
در نتيجه، با فتواى اصحاب در اين مسأله موافقيم.
جهت دوم: مقصود از اكراه
در تعابير اصحاب [٣] عنوان اكراه بر زنا استعمال شده، وگفتهاند: «من زنى بامرأة مكرهاً لها». در روايات اين باب، سخن از «غصب» و «مكابره» بود، چه نسبتى بين اين عناوين برقرار است؟
براى توضيح و تبيين اين مطلب، بايد ابتدا معناى اكراه را مورد بررسى قرار دهيم.
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٨٢، باب ١٧ از ابواب حدّ زنا، ح ٦.
[٢]. همان، ص ٧٥، باب ١٩ از ابواب صفات قاضى، ح ١.
[٣]. شرايع الاسلام، ج ٤، ص ٩٣٦.