آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٨٨ - حكم زنا با همسر پدر
ادريس [١]، ابن حمزه [٢] و ابن سعيد رحمه الله [٣] را نام برد.
اگر ما قائل شويم محارم سببى هم ملحق هستند، زن پدر نيز در زمرهى آنان داخل است؛ به همان دليلى كه در آنجا گفتيم؛ مبنى بر آنكه عنوان «ذات محرم»، عنوان عامّ و گسترده بوده، و زوجهى او نيز از محارم است؛ پس، عنوان ذات محرم او را فرا مىگيرد.
و اگر قائل شويم عنوان «ذات محرم» فقط مربوط به محارم نسبى است و محارم سببى را ملحق ندانيم؛ در اين صورت، بايد بر الحاق زن پدر دنبال دليل بگرديم. تنها يك روايت در كتب خاصّه بر اين مطلب اقامه شده است.
وعنه، عن محمّد بن عيسى العبيدي، عن عبداللَّه بن المغيرة، عن إسماعيل بن أبى زياد، عن جعفر، عن أبيه، عن أمير المؤمنين عليه السلام أنّه رفع إليه رجل وقع على المرأة أبيه فرجمه وكان غير محصن. [٤] فقه الحديث: اين روايت را اسماعيل بن ابى زياد- سكونى- از امام صادق عليه السلام از پدرانش نقل مىكند. مىگويد: مردى كه با زن پدرش مواقعه كرده بود را نزد اميرمؤمنان عليه السلام آوردند؛ حضرت او را سنگسار كرد، با آنكه محصن نبود.
ظاهر روايت اين استكه اميرمؤمنان عليه السلام خود در سنگسار كردن وى مباشرت داشت، نه اينكه فرمان به رجم او بدهد.
در كتب عامه نيز روايتى از براء بن عازب آوردهاند؛ كه مرحوم شيخ طوسى نيز آن را در خلاف [٥] نقل كرده است. مضمون آن حديث اين است:
براء بن عازب گويد: در كوچه مىرفتم به عمو- در نقل ديگر «دايى»- خود برخوردكردم كه به دست او پرچمى بود و به دنبال مأموريتى مىرفت. از او احوال پرسيدم، گفت:
[١]. السرائر، ج ٣، ص ٤٣٨.
[٢]. الوسيلة، ص ٤١٠.
[٣]. الجامع للشرايع، ص ٥٥٠.
[٤]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٨٦، باب ١٩ از ابواب حدّ زنا، ح ٩.
[٥]. الخلاف، ج ٥، ص ٣٨٦، كتاب الحدود، مسأله ٢٩.