ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٧ - معنى آيات
دلالت دارد بر اينكه آنها كه مىگويند بايد حديث را نقل كرد هر چند هم كه مخالف اصول ديانت باشد، زيرا خداوند در اين آيه مردم را به تدبّر و تفكّر فرا- خوانده و اين معنى با نداشتن بينايى و خود را به نادانى زدن منافات دارد، سپس خداوند ميفرمايد:
(إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ) يعنى: آنان كه مرتد شده از حق و ايمان بازگشتهاند.
(مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى) يعنى اين منافقان پس از آنكه راه حق برايشان روشن شد از اين راه بازگشتند.
از ابن عبّاس و ضحّاك و سدى روايت شده است كه منافقان نزد پيامبر ٦ اظهار ايمان ميكردند، ولى هنگامى كه نزد خود جمع ميشوند كفر خويش را اظهار ميدارند، و اين همانى است كه در آيه از آن با (ارتدوا) ياد شده است.
از قتاده نقل شده است اينان كافران اهل كتاب هستند كه بحضرت محمّد ٦ كافر شدهاند با اينكه او را شناخته و صفات و خصوصيّات او را در كتابهاى خود ديده بودند.
و در اين آيه دلالتى بر اين نيست كه مؤمن هم گاهى كافر مىشود، زيرا مانعى نيست كه منظور از بازگشت، بازگشت در باطن از ايمان باشد، پس از آنكه دليل و برهان بر صحّت ايمانش اقامه شده و آن را اظهار نموده است.
(الشَّيْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ) حسن گويد: يعنى گناهان را براى آنان نيك جلوه مىدهد.
ابى مسلم گويد: يعنى شيطان آرزوهايشان بر مىآورد، زيرا آنان را بسوى چيزهايى فرا مىخواند كه موافق با ميل و خواستههاى نفسانى آنان است.
(وَ أَمْلى لَهُمْ) يعنى: شيطان آرزوهاى آنان را طولانى ساخته فريب او را مىخوردند.