ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٢١
بوده، و لذا مشركين حضرتش را به (ابن ابى كبشه) مىناميدند، زيرا همانگونه كه ابو كبشه در پرستش آن ستاره با ديگران مخالفت ميكرده است، پيامبر ٦ نيز با آنان در دين مخالفت مىنموده است.
(وَ أَنَّهُ أَهْلَكَ عاداً الْأُولى) و اين عاد عبارتست از عاد بن ارم، و اينان قوم هود هستند كه خداوند آنان را بوسيله طوفانى تند بهلاكت رسانيد، و اينان داراى نسلى بودند كه قوم دوم ميباشند.
ابن اسحاق ميگويد: اينان بعلّت آنكه نسبت به يكديگر ظلم كردهاند به هلاكت رسيدند، و با كشتار يكديگر نابود گشتند.
(وَ ثَمُودَ فَما أَبْقى) يعنى: قوم ثمود بهلاكت رسيده باقى نماندند.
و جايز نيست نصب( (وَ ثَمُودَ)) بوسيله( (فَما أَبْقى)) باشد، زيرا ما بعد (ما) در ما قبلش عمل نميكند، گفته نميشود: (زيدا ما ضربت) زيرا (ما) از لحاظ صدارت طلبى جارى مجراى استفهام است.
و علت اينكه (انّ) در چند مورد اين آيه بفتح خوانده شده است آنست كه همه اين موارد در صحف ابراهيم و موسى بوده است، مثل اينكه گفته است (ام لم ينبأ بما فى صحف موسى و ابراهيم الذى و فى بأنه لا تزر وازرة و زر اخرى و بانه كذا و كذا).
(وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ) يعنى: پيش از قوم عاد و ثمود قوم نوح را بهلاكت رسانديم.
(إِنَّهُمْ كانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغى) يعنى: قوم نوح از اقوام ديگر ظالمتر، و طاغىتر ميباشند، زيرا دعوت نوح طولانى بود و قوم او در كفر و تكذيب سركشى بيداد ميكردند.
(وَ الْمُؤْتَفِكَةَ) يعنى: قريههاى قوم لوط كه بوسيله عذاب الهى ويران گشته است.