ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٩٦ - معنى آيات
دليل حق ظاهر است، برويد حق را با دليلش بيابيد و گر نه هلاك خواهيد شد.
(يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ) يعنى: كسانى كه از نيكى روى گردان باشند از ايمان به او روى مىگردانند، يعنى: كسى كه از اين دين روى بر تافت از تمامى نيكيها رو بر تافته است.
بعضى گفتهاند يعنى: از حق و صواب رو ميگرداند آن كس كه روى بگرداند، و اينكه از قول مختلف ياد شده است دلالت بر يادآورى حق دارد، و لذا جايز است كه از آن كنايه آورده شود.
از مجاهد نقل شده است يعنى: با اين گفتار مختلف كسانى از ايمان رويگردان ميشوند، و بنا بر اين معنى (هاء) در عنه به (قول مختلف) بازگشت ميكند، بنا بر اين خودشان موجب رويگردانى خويشتن هستند، همانگونه كه گفته ميشود: فلانى خيلى خودپسند است، يا فلانى بسيار از خود راضى است، يا به كسى كه دنبال كار خود ميرود ميگويند (اين يذهب بك؟) يعنى خودت را بكجا ميبرى؟
بعضى هم گفتهاند موجب گمراهى آنان سردمداران بدعت و پيشوايان ضلالت بوده است، زيرا عامه پيرو آنان هستند.
(قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ) يعنى: لعنت بر دروغگويان، يعنى بر آنان كه دروغ بر خدا و رسول مىبندند.
ابن عباس گفته است يعنى: لعنت بر شكّاكان.
ابن انبارى گفته است: اينكه قتل در اينجا به لعنت معنى شده است، چون كسى كه خداوند لعنتش كند مانند آنست كه مرده و بهلاكت رسيده است.
آن گاه خداوند اين كافران را توصيف كرده ميفرمايد:
(الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ) يعنى آنان كه در بيخبرى و اشتباه هستند، و نادانى آنان را فرا گرفته است.