ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٤ - عمرة القضاء
هجرى در ماه ذيقعده بود در اين ماه نيز مشركين راه مسجد الحرام را بر پيامبر ٦ بستند اما پيامبر بيرون آمد و در حالى كه احرام عمره بسته بودند با ياران خود وارد مكه شدند و سه روز در مكه مانده سپس بمدينه بازگشتند.
زهرى گويد: رسول خدا ٦ جعفر بن ابى طالب (ع) را از پيش بنزد ميمونة دختر حرث عامريه فرستاد و او را خواستگارى فرمود، ميمونة كار خودش را به عباس بن عبد المطلب رجوع كرد كه خواهرش ام الفضل دختر حرث زنش بود، عباس نيز ميمونة را به عقد رسول خدا ٦ در آورد، همين كه رسول خدا ٦ وارد مكه شد بياران خود دستور فرمود با سرها و شانههاى برهنه بسرعت در طواف كعبه بچرخند تا مشركين چالاكى و قدرت شما را ببينند، مردان و زنان و بچههاى مكه بيرون آمده اطراف رسول خدا ٦ جمع شده از هر طرف به او و يارانش نگاه ميكردند در حالى كه حضرت و ياران اطراف خانه خدا طواف ميكردند، و عبد اللَّه بن رواحه پيشاپيش رسول خدا ٦ با شمشير برهنه رجز خوانده ميگفت:
|
خلوا بنى الكفار عن سبيله |
قد انزل الرحمن فى تنزيله |
|
(اى بچه كافرها از سر راه پيامبر كنار رويد، كه خداوند در قرآن او وحى نازل فرموده است).
|
فى صحف تتلى على رسوله |
اليوم نضر بكم على تأويله |
|
(در اوراقى كه بر رسولش خوانده ميشد، امروز طبق تأويل قرآن شما را خواهيم زد).
|
كما ضربناكم على تنزيله |
ضربا يزيل الهام عن مقيله |
|
(همانگونه كه شما را طبق تنزيل قرآن زديم، زدنى كه سر از گردن مىپريد)
|
و يذهل الخليل عن خليله |
يا رب انى مؤمن لقيله |
|
(كه دوست دوست خود را فراموش ميكند، خداوندا من به گفتارش ايمان دارم)