ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٧٥ - اعراب آيات
وحى- بمعنى آنست كه مخفيانه معنايى در روان انسان القاء شود، ولى بمنزله علم شده است براى آنچه كه فرشته از سوى خداوند به پيامبرى از انسان القاء ميكند، و از اين ريشه است قوله (وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ) يعنى: خداوند ارشادهايى را به زنبور عسل الهام فرموده است.
قوة- عبارت است از نيرو و قدرت، و اصل معناى آن شدت است.
مرة- مره در اصل بمعنى شدت بافت است، و سپس مرة بمعنى قدرت آورده شده است، بنا بر اين (مرة، قوة، شدة) از نظر معنى مانند يكديگرند.
افق- عبارتست از كرانه آسمان و جمع آن آفاق است، و اطراف زمين آفاق ناميده شده است چون كرانه زمين همجوار و شبيه كرانه آسمان است، شاعر در معناى اول گفته است:
|
(أخذنا بآفاق السماء عليكم |
لنقا قمراها و النجوم الطوالع) |
|
و امرؤ القيس در معنى دوم سروده است:
|
(لقد طوقت فى الآفاق حتى |
رضيت من الغنيمة بالإياب) |
|
تدلّى- عبارتست از فرود آمدن و امتداد يافتن در جهت سفلى، گفته ميشود: (ولاه صاحبه فتدلى).
قاب- و قاب و قيب، و همچنين قاد و قيد عبارتست از اندازه هر چيز.
اعراب آيات:
(هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى) مبتداء و خبر و در موضع حال است، فراء گفته: معطوف است بر ضمير در استوى يعنى: (استوى جبرئيل و النبى بالأفق الأعلى) و تقدير ميشود (استوى هو و هو) حسن گفته است علت آنست كه هو تكرار نشود و شعرى انشاد كرده است: