ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٢١ - لغات آيات
است (و أهلكنا قوم نوح)[١].
٢- آنكه (فَأَخَذْناهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْناهُمْ فِي الْيَمِ) بمعنى أغرقناهم است، مانند آن مىماند كه گفته است (أغرقناهم و أغرقنا قوم نوح)[٢].
لغات آيات:
بركنه- ركن عبارتست از آن قسمتى كه بر آن تكيه ميشود، گفته ميشود: ركن يركن[٣] و ركن يركن بر وزن نصر ينصر.
مليم- كسى را گويند كه مرتكب عمل زشتى شده است كه بخاطر آن سرزنش ميگردد، و ملوم كسى است كه مورد سرزنش قرار گرفته است، و در مثل آمده است: (رب لائم مليم) و (رب ملوم لا ذنب له) يعنى: (چه بسيار كسانى هستند كه ديگران را سرزنش ميزنند در حالى كه خودشان شايسته سرزنش ميباشند) و (چه بسيار افرادى كه سرزنش ميشوند در حالى كه گناهى ندارند).
فعتوا- عتو و تجبّر و تكبّر به يك معنى است.
الريح- جمع ريح ارواح و رياح است، و (راح الرجل الى منزله) از اين ريشه است يعنى: (آن مرد به منزل خود بازگشت) همانگونه كه باد بر ميگردد.
الرميم- به چيزى گويند كه مغز آن بعلت از هم پاشيدگى فاسد شده باشد، و اما (رمه يرمه رما) و الشيء مرموم يعنى: با تناسب قسمتى با قسمت ديگر اصلاح گرديده است، و در اصل رميم به استخوان پوسيده و پودر شده گفته ميشود.
[١]- كه قوم بنا بر آنكه مفعول اهلكناى مقدر باشد منصوب است.
[٢]- كه قوم بنا بر آنكه مفعول أغرقناى مقدر باشد منصوب است.
[٣]- بر وزن حسب يحسب.