ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٤٠ - اعراب آيات
الفرجين) يعنى: من تو را بر دو محل كه از آن ترس داشتم والى ساختم، و منظور خراسان و سيستان بوده است.
الحصيد- حصيد به انواع گياهانى كه درو مىشوند گفته مىشود.
باسقات- يعنى: بلند قامتها، بسق النخل بسوقا، يعنى: درخت خرما بلند شد.
طلع- شاخه درخت خرما است، و اينكه طلع ناميده شده است چون ظاهر مىشود.
نضيد- نضيد به چيزهايى گفته مىشود كه روى هم انباشته شده باشند.
اعراب آيات:
كيف- ميشود در محل نصب باشد بنا بر حاليت، و نيز ممكن است مصدر باشد.
(وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ)- در موضع نصب است بنا بر حاليت، و تقدير آن چنين است (غير مفروجة).
(وَ الْأَرْضَ)- منصوب است به وسيله فعلى مضمر كه ظاهر آن را تفسير مىكند، و تقديرش اين است: (و مددنا الأرض أمددناها).
تبصره- مفعول له است، و نيز كلمه ذكرى هم مفعول له است.
(حَبَّ الْحَصِيدِ)- تقديرش اين است (و حب النبات الحصيد) و حصيد صفت است براى موصوف محذوف.
باسقات- و باسقات هم بنا بر حاليت منصوب است، و نيز جمله (لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ) حال پس از حال است.
و( رِزْقاً لِلْعِبادِ)- مفعول له است، يعنى: ما اين اشياء را به منظور روزى بندگان آفريديم، و نيز جايز است كه مفعول مطلق يعنى مصدر باشد، كه تقدير آن