ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨٦ - شأن نزول آيات
همراه جمعيتى فراوان وارد مسجد شدند و از پشت در حجرهها فرياد زدند كه اى محمد بيا بيرون نزد ما، اين حركت پيامبر را ناراحت كرد، پيامبر بسوى آنان رفت، آنان گفتند: ما آمدهايم تا با تو بمفاخره بپردازيم، اجازه بده تا شاعر و گوينده ما شروع كند، حضرت فرمود: اجازه دادم، عطارد بن حاجب بپاخواست و گفت:
(سپاس خداى را كه ما را پادشاهانى قرار داد، اين خود يك عنايت است كه بما كرده است، و سپاس خدايى را كه بما اموالى فراوان داده است كه با آن اعمالى نيك انجام ميدهيم، و ما را گراميترين مردم مشرق زمين ساخته است، و تعداد و تجهيزات ما را بيشتر قرار داده است، اينك چه كسى مانند ما است در ميان مردم؟ هر كس ميخواهد با ما مفاخره كند مانند امتيازاتى كه داريم بر شمرد، و اگر بخواهيم بيش از اين خواهيم شمرد ولى ما از زيادهگويى شرم داريم سپس گوينده نشست.
حضرت رسول ٦ به ثابت بن قيس بن شماس فرمود: برخيز و پاسخ او را بده، ثابت بپاخواسته گفت:
(سپاس پروردگارى را كه آسمانها و زمين آفريده او هستند، و در آنها فرمانى خود را جارى ساخت، و دانش او بر كرسى قدرتش احاطه داشته، هيچ نعمتى نيست مگر از بخشش او است، و از بخششهاى او است كه بما قدرت بخشيده، و از بهترين بندگانش پيامبرى برگزيده كه از همه نسبش گراميتر، گفتارش راستتر، شرافتش بيشتر ميباشد، و بر او كتابى نازل فرموده او را بر بندگانش امين ساخته است، و او برگزيده خدا است بر جهانيان، سپس اين پيامبر را بسوى ايمان خدا فرا خواند، و مهاجرين از قومش و بستگانش كه شريفترين مردم و بهترين چهرهها بودند به او ايمان آوردند، و اولين گروه مردم كه دعوت او را پذيرفتند ما بوديم، ما ياوران رسول خدا ٦ و پاسداران