فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٦ - بررسى فقهى- حقوقى بخشى از احكام ارث در حوادث رانندگى عبدالله خدابخشى
كه سبب ندارد و در بسيارى از مصاديق آن، به «حتف الأنف» (٣١) معروف است، مانند اينكه شخص، بدون اتفاق خاصى، فوت كند. در مورد دسته اول، فقها سه گروه هستند:
يك ـ گروهى، اسباب ديگر مرگ مانند قتل و آتش زدن را همچون هدم مىدانند، شيخ مفيد در (مقنعه)، ابوالصلاح و ابن حمزه (در وسيله) جزو اين گروهند. (٣٢)
دو ـ تمام متأخران و بعضى از قدما به خلاف اين امر معتقدند؛
سه ـ گروهى در اين موضوع متوقف شدهاند، مانند عميدالدين در كنز الفوائد. در مورد دسته دوم (مرگ بدون سبب خاص)، شهيد ثانى در مسالك ادعاى اجماع دارد بر اينكه توارث در اين مورد تحقق نمىيابد و اين امر، ظاهر برخى از كتب ديگر مانند ايضاح نيز هست. (٣٣)
برخى از نويسندگان حقوقى در باره مفهوم «هدم» مى گويند: «انهدام عبارت است از متلاشى شدن يك مجموعه مركّب كه عرفاً ظهور در خراب شدن يك ساختمان يا اجزاى يك ساختمان - مانند ديوار- دارد. بنابراين مثلاً ريزش بهمن را نمىتوان از مصاديق انهدام دانست ... ظاهر عبارات ماده ٨٧٣ در مورد استثنا اين است كه فوت متوارثين به علت يك حادثه انهدام ... صورت گرفته باشد و هرگاه
(٣١) «الحتف: الموت، و الجمع حتوف، و لم يأت منه فعل يقال: مات حتف أنفه: أى على فراشه من غير قتل و لا ضرب و لا غرق و لا حرق»: طريحى، فخر الدين، مجمع البحرين، ج١، ص ٣٤؛ فيومى، احمد بن محمود، المصباح المنير، ج١، ص١٢٠.
(٣٢) «إذا غرق اثنان أو أكثر دفعة أو احترقوا أو هدم عليهم أو قتلوا»: ابن حمزه، محمد بن على، الوسيلة إلى نيل الفضيلة، ص٤٠٠؛ «و هل يثبت حكم التوارث في غير الغرقى و المهدوم عليهم إذا اشتبه التقديم؟ قال الشيخان و أبو الصلاح و المتأخّر و الأتباع: نعم الّا بالموت على الفراش»: فاضل آبى، كشف الرموز في شرح مختصر النافع، ج٢، ص ٤٧٩.
(٣٣) حسينى عاملى، جواد بن محمد، مفتاح الكرامة في شرح قواعد العلامة، ج٨ ، ص٢٦٢.