فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٣ - پردازشى به مرگ مغزى از نگاه فقه و حقوق حميد ستوده
مقدمه
از آنجا كه موضوع مقاله، بررسى فقهى و حقوقى مرگ مغزى است، اين پژوهش بايد در سه گستره «ماهيت، حكم و قانون» نقش خود را ايفا كند. ازاينرو، پرسش اصلى اين اثر اين است كه: آيا ماهيت مرگ مغزى بسان مرگ حقيقى تلقى مىشود يا خير؟
پاسخ گويى به اين سؤال، نيازمند طرح پرسشهاى فرعى ديگرى است كه نشئت گرفته و تحليل يافته از پرسش اصلى و يا مرتبط با آن است. از اينروى، بررسى آن اجتنابناپذير و ضرورى خواهد بود:
١. مفهوم «مرگ مغزى» در لغت و اصطلاح چيست و معيارهاى آن كدام است؟ آيا اصولاً شناخت «مرگ»، از موضوعات عرفى است يا واقعى و كارشناسى؟
٢. ديدگاه مدعيان و مخالفان حدوث مرگ با تحقق مرگ مغزى چيست و دلايل آن كدام است؟
٣. قانون تصويب شده در اين باره چيست و چه نارسايىهايى دارد؟
مبحث نخست: اطلاعات كلى و مفاهيم اوليه
گفتار اول: واژهشناسى
الف) «مرگ» و «زندگى»
واژه «مرگ» در لغتنامههاى فارسى به معناى جان سپردن، فناى حيات، از دست دادن نيروى حيوانى و حرارت غريزى، صفت وجودى خلقت(ضد حيات) و ... آمده است. (١)
در فرهنگِ لغت عربى، معادل واژه مرگ، «موت» ذكر شده است و با معنايى
(١) معين، محمد، فرهنگ فارسى، ج٣، ص٤٠٤٣.