فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠ - احتكار آيت الله سيد كاظم حسينى حائرى
به ما خبر دادند از كتابهاى ابن وليد از ابى جعفر بن بابويه از ابن وليد.» (١٢)
اگر چه ما جماعتى را كه شيخ در اين عبارت از آنها ياد كرده نمىشناسيم، ولى اين احتمال منتفى است كه جماعتى از مشايخ شيخ طوسى توافق بر كذب در نقل آثار ابن وليد كرده باشند.
همچنين مىتوان از اين اشكال به گونهاى ديگر خلاصى يافت و آن اين است كه شيخ طوسى سندى معتبر به همه كتب و روايات عبداللّه بن جعفر حميرى دارد. او مىگويد: «شيخ مفيد همه كتب و روايات عبداللّه بن جعفر حميرى از ابوجعفر بن بابويه از پدرش از محمد بن حسن از او را براى ما نقل كرده است». (١٣) اگر بپذيريم كه اطلاق عبارت «روايات او» شامل روايات شفاهى رسيده به شيخ نيز مىشود، در اين صورت هر دو سند شيخ در كتاب فهرست به ابن وليد و عبداللّه بن جعفر شامل عهد نامه امام على(ع) خواهد بود.
اما نمىتوان اطمينان به اين اطلاق داشت؛ زيرا به دو دليل، عبارت «روايات او» شامل روايات شفاهى نمىشود و مختص كتابهاست:
نخست آنكه روايات شفاهى را غالباً نمىتوان با يك سند به دست آورد. دوم آنكه با تتبع در كتاب فهرست شيخ، اين نكته روشن مىشود كه عطف «روايات» به «كتب» در فهرست شيخ تنها نسبت به راويان متأخر كه مشايخ اجازه مىباشند ديده مىشود؛ مانند احمد بن محمد بن عيسى و كسانى كه در طبقه او يا در طبقات بعد از او هستند و شيخ طوسى نسبت به راويان طبقات متقدم مثل زراره و مانند او كه در زمره مشايخ اجازه كتب نبودهاند فقط سند واحد به كتابهاى آنها را ذكر مىكند ، نه به رواياتشان و اين گوياى آن است كه كلمه «روايات» در عبارات شيخ به روايات كتب انصراف دارد.
(١٢) الفهرست، ص٢٣٧.
(١٣) همان، ص١٦٨؛ رجال النجاشى، ص ٢٣٥.