فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٩ - نگاهى گذرا به مسئلهء اجتهاد محمد اسحاق فياض
نتيجه گيرى
١. كار اجتهاد در عصر تشريع و بعد از آن، در طول تاريخ جريان داشته است، منتهى اين كار در عصر تشريع، بسيط بوده است و كسى كه در اين عصر با اجتهاد سر و كار داشته است، متوجه طبيعت قاعده اصولى، حدود و اهميت نقش آن در امر اجتهاد نبوده است.
٢. كار اجتهاد در عصر غيبت، پيچيده و دشوار شد و با شكوك و اوهامى كه برخاسته از فاصلهء موجود بين عصر غيبت و عصر تشريع است، مواجه گشت و روشن شد كه رسيدن به مرحلهء اجتهاد امكانپذير نيست، مگر با انجام تحقيقات مقدماتى و بررسيهاى همه جانبه در نصوص تشريع و ممارست با آنها در طول سالهاى متمادى، علاوه بر تحقيقات در شمارى از دانشهاى ديگر، به صورت پيش نياز.
٣. اجتهاد و تقليد، دو عنصر اساسى و ضرورى در اسلام است كه براى تعيين مواقف و جهتگيريهاى عملى انسان در برابر شريعت ـ به حكم ضرورت و لزوم تبعيت از شريعت ـ در طول تاريخ جريان داشته است.
٤. اصول، دانشى جديد و نوپا و متأخر از دانش فقه نيست، بلكه همزاد دانش فقه است و از زمان پيدايش آن، وجود داشته است و مرتبط با فقه است؛ از نوع ارتباط علم نظرى با علم تطبيقى. انفكاك اين دو نيز در طول تاريخ و در تمام مراحل آن دو، امكانپذير نيست و آنچه متأخّر است، اوّلاً، تحقيق مستقل و بررسى روشمند ريشههاى انديشه اصولى از تحقيق مباحث فقهىِ تطبيقى است و ثانياً، نامگذارى اين تحقيق به دانش اصول، امرى متأخّر از فقه است، اما بذر و ريشهء انديشهء اصول، همزمان با تاريخ پيدايش علم فقه، وجود داشته است.
٥. اختلاف مجتهدان در فتاوا از اختلاف آنها در دو مرحله سرچشمه مىگيرد: مرحلهء نخست، اختلاف در تعيين نظريات كلان و قواعد مشترك در اصول و مرحلهء دوم، اختلاف در تطبيق اين نظريات و قواعد بر عناصر و مصاديق خاص آنها در فقه كه ريشههاى اين اختلاف به طور مبسوط بيان شد.
٦. نسبت پراكندگىِ وجود احكام واقعى در مجموعهء اجتهادات مجتهدان به حسب اختلاف ابواب و مسائل فقه، متفاوت است؛ همان گونه كه اين نسبت به حسب اختلاف مجتهدان نيز مختلف است و در همهء مجتهدان از نسبت يكسان برخوردار نيست.