فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩ - رؤيت هلال و ثبوت ماه
هلال است و سبب مىشود هلال در منطقهاى طلوع كرده و در منطقهاى ديگر، هنوز طلوع نكرده باشد؛ نه اينكه هلال برهمه زمين طلوع مىكند، ولى همه جا امكان رؤيت آن نيست. گويا در قياس با طلوع و غروب خورشيد، تصوّر مىشده كه كروى بودن زمين، موجب نسبيت طلوع هلال است، نه نسبيت رؤيت آن.
از اين رو، اهتمام و استدلال نخست استاد، آية اللّه خويى، براى نفى اين نسبيت است؛ چرا كه تكوين هلال را نبايد با طلوع و غروب خورشيد و اوقات نماز قياس كرد. خروج ماه از حالت محاق، طلوعى براى همه مناطق زمين با همه اختلاف آفاق آنهاست؛ اگر چه هلال در بعضى مناطق ديده مىشود و در برخى ديده نمىشود. عدم رؤيت هلال در برخى از مناطق، به واسطه وجود موانع خارجى، از قبيل شعاع خورشيد يا ارتفاعات زمين است و ربطى به عدم خروج ماه از محاق ندارد. خروج ماه از محاق، متعدد نيست، بلكه ماه فقط يك خروج دارد و تعدد آن به تعداد مناطق زمين، معقول نيست. (١١)
حاصل آنكه در اينجا دو امر ثبوتى در باره هلال وجود دارد كه رؤيت، طريق اثبات آنهاست:
(١١) منهاج الصالحين، ج١،ص ٢٧٩.