فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤ - رؤيت هلال و ثبوت ماه
نيامده است. فقط از شيخ طوسى در كتاب مبسوط نقل شده كه قائل به اتّحاد افق بوده است.
اين مسئله كه نزد بيشتر فقهاى پيشين، مسكوت مانده بود، نزد فقهاى متأخّر به صورت معركة الآراء در آمده است.
رأى معروف ميان متأخّران، اعتبار وحدت افق است، ولى گروهى از فقها با اين رأى مخالفت كرده، قائل به عدم اعتبار وحدت افق شدند. به نظر ايشان، رؤيت هلال در يك شهر، براى ثبوت ماه در شهرهاى ديگر؛ ولو با اختلاف افق، كافى است. علاّمه حلّى در تذكره اين قول را به نقل از برخى فقهاى ما آورده و در كتاب
اين قول، ـ يعنى كفايت رؤيت هلال در يكى از شهرها براى ثبوت ماه در شهرى ديگر كه با آن شهر، هم افق نيست، ولى هردو، شب مشترك دارند، اگر چه در يكى، اوّلِ شب و در ديگرى، آخر شب باشد ـ اظهر است (١)
مىتوان گفت كه پيشينيان نيز به اين مسئله پرداخته و هم افقى يا قريب الافق بودن را شرط دانستهاند؛ بنابراين، اين مسئله نزد آنان مسكوتٌ عنه نبوده است.
شيخ طوسى در
هرگاه هلال در شهر ديده نشود و خارج از آن شهر ديده شود، عمل به اين رؤيت، واجب است؛ به شرط آنكه شهرهايى كه ماه در آنها ديده شده، متقارب باشند؛ به گونهاى كه اگر آسمان صاف بود و مانعى وجود نداشت، ماه در اين شهر نيز به واسطه هم عرض بودن و تقارب با شهرهاى ديگر، ديده مىشد؛ مانند بغداد، واسط، كوفه، تكريت، موصل. اما اگر شهرها از هم دور باشند؛ مانند بغداد و خراسان يا
(١) منهاج الصالحين، ج١،ص ٢٧٩، انتشارات مدينة العلم.