فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤ - رؤيت هلال و ثبوت ماه
يوم الشك، حكم به حلول ماه در شهر نخست مىشود؛ زيرا بر حسب فرض، در شهر دوم در يوم الشك، هلال رؤيت شده بود و رؤيت هلال در يك شهر، براى اثبات حلول ماه در شهر ديگر، كافى است.
اخيراً مطلبى را به نقل از رساله «استدراك على الفصل الثالث من تشريح الافلاك» محقّق شعرانى ديدم كه گويا وى نيز همين نقض محقّق اردبيلى را بر نظر مخالف مشهور وارد كرده است. عبارت محقّق شعرانى اين است:
براساس اين قول، ممكن است ماه قمرى نسبت به ما بيست و هشت روز شود؛ مثلاً اگر هلال رمضان در جاوه، در غروب روز جمعه و در مراكش، در غروب روز پنجشنبه رؤيت شده باشد، و هلال ماه شوال در جاوه، غروب روز شنبه و در مراكش، غروب روز جمعه رؤيت شود، ماه رمضان در هريك از اين كشورها بيست و نه روز است. حال اگر در كشور ما خبر رؤيت هلال رمضان در جاوه، همان روز جمعه با تلگراف دريافت شود و خبر رؤيت هلال شوال نيز روز جمعه از مراكش گرفته شود، ماه رمضان براى ما بيست و هشت روز خواهد بود و اين ممكن نيست. (١٥)
سخن محقّق شعرانى از دو جهت مورد اشكال است:
اوّلاً، هرگاه فرض شود كه هلال رمضان در مراكش، غروب روز پنجشنبه رؤيت شده باشد، بنابر قول خلاف مشهور كه اين رؤيت را كافى مىداند، بايد در روز جمعه، به حلول ماه رمضان براى ما حكم كرد، نه روز شنبه، بنابراين، پيروى از جاوه كه رؤيت هلال در آنجا ديرتر از مراكش صورت گرفته است، درست نيست، بلكه براساس نظر مخالف مشهور، خود جاوه نيز اگر با مراكش، شب مشترك دارد، بايد رؤيت هلال در مراكش را بپذيرد.
ثانياً، از نظر علمى، اساساً چنين فرضى، وقوع خارجى نخواهد داشت؛ زيرا آغاز
(١٥) ابوالحسن شعرانى، استدراك على الفصل الثالث من تشريع الافلاك، ص ٢٤.