٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص

فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٤

مثال دوم: زن و شوهر، يك پسر آنها، و دختر آنها، همگى زير آوار مرده‌اند؛ از مرد يك برادر، از زن، پدر، از پسر، همسر، و از يكى از دو دختر شوهر بجا مانده است؛ كيفيت تقسيم ارث ميان آنها بدين صورت است:

ابتدا مرگ شوهر را پيش از ديگران فرض مى‌كنيم دراين صورت اصل مال ِ وى «٣٢» مى‌باشد؛ ازاين مقدار «٤» سهم به همسرش داده مى‌شود كه از وى به پدرش منتقل مى‌شود.و «١٤» سهم به پسر وى داده مى‌شود كه ميان ورثه‌اش تقسيم نمى‌شود؛ زيرا «١٤»رُبع صحيح ندارد [؛چرا كه از پسر زوجه بجامانده و سهم قرآنى وى (٤١) است و يك چهارم چهارده عدد صحيح نيست ]؛ لذا اصل [=٣٢ ] را در «٢» ضرب مى‌كنيم و به عدد «٦٤» دست مى‌يابيم؛از اين مقدار سهم زوجه «٨» تا است كه به پدرش منتقل مى‌شود و سهم پسر «٢٨» تا است كه «٧» سهم آن به زوجه ءاو منتقل مى‌شود و بقيّه به جدّش تعلّق مى‌گيردو سهم دخترى كه شوهر دارد نيز «١٤» تاست كه «٧» سهم آن به شوهرش منتقل مى‌شود و بقيّه به جدّش داده مى‌شود، و سهم دخترى كه شوهرندارد نيز «١٤» تا مى‌باشد كه همگى به جدّش منتقل مى‌شود.سپس فرض مى‌كنيم كه زوجه پيش از ديگر وارثان مرده است؛ دراين صورت اصل مال زوجه «٤٨» خواهد بود؛ از اين مقدار «٨» سهم به پدر وى و «١٢» سهم به شوهرش و «١٤» سهم به پسرش تعلّق مى‌گيرد و براى آن ربع صحيح وجود ندارد؛ لذا «٤٨» را در «٢» ضرب مى‌كنيم و به عدد «٩٦» دست مى‌يابيم؛ از اين مقدار «١٦» سهم به پدر زوجه، تعلّق مى‌گيرد «٢٤» سهم به شوهرش كه به برادر او منتقل مى‌شود.و «٢٨» سهم به پسرش داده مى‌شود كه «٧» تا از آن به زوجه ءوى و بقيّه‌اش به جدّ او منتقل مى‌شود.و «١٤» سهم نيز به آن دختر ميّت كه شوهر دارد منتقل مى‌شود كه «٧» تا از آن به شوهرش و بقيّه به جدّش منتقل مى‌شود.

و «١٤» سهم نيز به دختر ديگر ميّت داده مى‌شود كه از او به جدّش منتقل مى‌شود.

سپس مرگ پسر را پيش از دو خواهر فرض مى‌كنيم؛ در اين صورت اصل مال «١٢» خواهد بود؛ «٣» سهم به زوجهء وى مى‌رسد، و «٤» سهم به مادر وى تعلّق مى‌گيرد كه به پدرش منتقل مى‌شود، و بقيّه كه «٥» سهم باشد به پدر ميّت مى‌رسد كه از وى به برادرش منتقل مى‌شود.

سپس مرگ دخترى را كه شوهر دارد پيش از ديگر وارثان فرض مى‌كنيم؛ در اين صورت اصلِ مال ميّت «٦» خواهد بود؛ «٣» سهم به شوهرش تعلّق مى‌گيرد و «٢» سهم به مادرش داده مى‌شود كه از وى به پدرش منتقل مى‌شودو يك سهم به پدر ميّت تعلّق مى‌گيرد كه از وى به برادرش منتقل مى‌شود.

ودر پايان مرگ دختر ديگر را پيش از ديگر وارثان فرض مى‌كنيم؛ در اين صورت اصل مال را «٣» سهم قرار مى‌دهيم؛ يك سهم به مادر ميّت داده مى‌شود كه از او به پدرش منتقل مى‌شودو «٢» سهم به پدر ميّت تعلّق مى‌گيرد كه از وى به برادرش منتقل مى‌شود.